نساخته است . گويا جملههاى : « فَجَعَلَهُ كَلِمَةً تامَّةً عَلى أَرْبَعَةِ أَجْزاءٍ مَعَاً ، لَيْسَ مِنْها واحِداً قَبْلَ الْآخِرِ » ( در حديث ) ، به همين عينيّت نظر دارد .
علت سوگند حضرت براى نيل به خواستههاى دنيايى
اميد است توانسته باشيم مشكل اين بخش دعا را با بيانات ناقص خود حلّ كنيم .
مرحوم استاد علامه طباطبايى - رضوان اللَّه تعالى عليه - براى حديث فوق ، در رسائل توحيديّه سبعهى خود ، بياناتى دارند « 1 » كه شايسته است ملاحظه شود .
به مناسبت ذيل اين بخش از دعا كه از حوايج ( صلوات و مغفرت و امور معنوى و دنيوى ) سخن به ميان آمده ، ذكر اين نكته لازم است كه قسم به نامهاى الهى براى امور معنوى امرى قابل پذيرش ، ( و نسبت به آنها مطالبى ذكر مىگردد ) اما قسم به نامهاى الهى نسبت به خواستههاى دنيوى براى آن است كه آنها نيز چون حوايج ديگر ، از اهميّت خاصّى برخوردارند ؛ زيرا خداوند بشر خاكى را با هزاران احتياج و ابتلاء خلق فرموده و آن ابتلائات ، مشكلاتى بر سر راه پيمودن غرض غايى از خلقت ايجاد خواهد كرد و اگر خداوند بندهاش را در ابتلائات كمك نفرمايد ، ممكن نيست به كمالات انسانيّت دست يابد . اين جاست كه علّت و اهميّت تقاضاهاى دنيوى و قَسمهاى پيش از آن روشن مىشود . و از همين روست كه در آخر اين دعا ، به گوشهاى از اين امر اشاره فرموده شده است :
« أَسْأَلُكَ . . . أَنْ تُعِيذَنِى مِنْ لُزُومِ فَقْرٍ أَنْسى بِهِ الدِّينَ ، أَوْ بِسُوءٍ غِنىً أَفْتَتِنُ بِهِ عَنِ الطاّعَةِ ، بِحَقِّ نُورِ أَسْمائِكَ كُلِّها ، أَطْلُبُ إِلَيْكَ مِنْ رِزْقِكَ ما تُوَسِّعُ بِهِ عَلَىَّ وَ تَكْفِينِى بِهِ عَنْ مَعاصِيكَ ، وَ تَعْصِمُنِى بِهِ فِى دِينِى . . . » « 2 »
و از تو مىخواهم . . . مرا از پيوستگى فقرى كه به واسطهى آن دين دارى را فراموش كنم و از ثروتمندىاى كه به واسطهى آن فريفته گردم و از طاعتت دست
هامش
( 1 ) . رسائل توحيديّه سبعه ، ص 44 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 428 .