اختصاص منزلت احديت به نبى اكرم و اوصيايشان - عليهمالسّلام - و تابعين واقعى آنان
آن منزلت ، مخصوص نبى اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سّلم - و اوصيايش و تابعين واقعى آنان مىباشد ، ( البته افراد غير از نبى و اوصيايش به قدر ظرفيتشان از آن مقام بهره مىبرند ) و در آن منزلت ، ديگر خود را نمىيابند تا جدايى و دوئيّت و خويش را از او بيابند . از اين رو در دعا فرموده شده : « فَاسْتَقَرَّ فِى ظِلِّكَ ، فَلا يَخْرُجُ مِنْكَ إِلى غَيْرِكَ » .
نامهاى الهى ؛ معروف ذات
اما جمله « نَوَّرْتَهُ بِكَلِماتِكَ » ، گمان مىشود اشاره به نامهاى الهى باشند كه معرّف ذات الهى به كمالات جماليّه و جلاليّه با ظهور مظاهرند ، بىآن كه تعدّد و كثرت در نامهاى او ديده شود ؛ زيرا آن جا نامها ، عينيّت با ذات دارند ، نه آن كه اصلًا اسم ندارد ، اگر حضرت حق نامهاى جماليّه و جلاليّه نداشت ، چگونه شناخته مىشد ؟ در حديث گذشته نيز بدان اشاره شده است :
« فَجَعَلَهُ كَلِمَةً تامَّةً عَلى أَرْبَعَةِ أَجْزاءٍ مَعَاً ، لَيْسَ مِنْها واحِداً قَبْلَ الْآخِرِ ، فَأَظْهَرَ مِنْها ثَلاثَةَ أَسْماءٍ لِفاقَةِ الْخَلْقِ إِلَيْها ، وَ حَجَبَ مِنْها واحِداً . » « 1 »
پس آن را يك كلمهى تامّ و كامل مشتمل بر چهار جزء قرار داد كه با هم هستند و هيچ كدام پيش از ديگرى نيست ، سپس سه اسم از چهار اسم را به خاطر نياز آفريدهها آشكار ساخته و يكى را بازداشته و از مخلوقات محجوب ساخت .
وقار كلمات ؛ عدم معرفى حق خويش را به كثرت
اما دربارهى جمله : « أَلْبَسْتَهُ وَقارَها مِنْكَ » ( در بخش هشتم از اين دعا ) ، مىتوان گفت :
وقارِ كلمات و نامهاى الهى ، همان است كه در عين ظاهر نمودن او سبحانه سه اسم خويش را ( بنابر بيان حديث ) براى احتياج خلق و انشعاب نامهاى ديگر از اين سه اسم ، خويش را به كثرت معرّفى نكرده و لباس وقار و عينيّت اسماء با ذات را از خود دور
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 112 ، حديث 1 .