خداوندا ! به راستى كه با حقيقت ايمان و با اعتقاد راسخ ، تصميمها و يقينم و با حقايق گمانهايم گواهى مىدهم . . . تويى خداوندى كه معبودى جز تو نيست و يگانهاى و شريكى براى تو نيست ، معبودى يگانه و بىهمتا و تك و تنها . . .
عدم امكان ستايش غير حق از سوى مظاهر
امام - عليهالسّلام - ذيل بيان فوق ، خصوصيّت او سبحانه را مىشمرد . گويا باز در مقام اين است كه علّت اختصاص حمد را بر خداوند و همه كاره بودن او را اثبات بفرمايد و بگويد : كسى كه به تمام ظاهر و باطنش ، شاهد همه كاره بودن حضرتش مىباشد و او را به يگانگى در ذات و نامها و صفات مىنگرد : « أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَشْهَدُ بِحَقِيقَةِ إِيمانِى . . . » ، چگونه ممكن است ستايش را به غير او اختصاص دهد ؟ ! از اين رو مىبينيم در بخشى از دعاى عرفهى سيّدالشهدا - عليهالسّلام - كه گذشت ، تعبير فوق با اضافاتى آمده و فرموده شده :
« أَنْ لَوْ حاوَلْتُ وَاجْتَهَدْتُ مَدَى الْأَعْصارِ وَالْأَحْقابِ ، لَوْ عُمِّرْتُها ، أَنْ أَشْكُرَ واحِدَةً مِنْ نِعَمِكَ ، مَا اسْتَطَعْتُ ذلِكَ إِلّا بِمَنِّكَ الْمُوجِبِ عَلَىَّ شُكْراً آنِفاً جَدِيداً ، وَ ثَنآءً طارِقاً عَتِيداً . » « 1 »
اگر به درازى روزگاران و ايام - اگر به اين اندازه عمر كنم - تلاش كنم و بكوشم تا شكرانهى يكى از نعمتهاى تو را به جا آورم ، هرگز نخواهم توانست ، مگر با منت و بخشش تو ، كه باز سپاسگزارى نو و جديد و ستايش مجدد و آمادهى ديگرى را بر من لازم مىگرداند .
ولى در اين جا ، پس از ذكر شهادت به حقيقت ايمان و امور ديگر ، خداوند به
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 423 .