-
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
« 1 »
خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آن چه را كه ميان آن دو است ، در شش هنگام آفريد .
و غير از اين آيات ، سازش دارد ؛ زيرا با آن كه خلقتهاى پيشين ، نيز عرش الهى به حساب مىآيند ، ولى خداوند عرش را با « ثمّ » پس از « ستّة ايّام » آورده و اين مىتواند به خلق مادّى اشاره باشد . البته اين بيان نيز با بيان دعا سازش ندارد .
مراد از « ستة ايام » و « عرش »
5 . ممكن است مراد از
سِتَّةِ أَيَّامٍ
در آيه مورد نظر و آيات ديگر ، مظاهر متجلّى به كمالات ناتمام الهى باشند ( به حساب اقتضاى وجودىشان ) كه در بهرهورى از حق ، به 6 دسته تقسيم شدهاند و منظور از « عرش » ، انسان كامل و مجموع انسانها باشند كه تكويناً از تمام كمالات الهى و نامهاى او سبحانه بهرهمند مىباشند و متلبّس به آنهايشان فرموده ، چنان كه مىفرمايد :
- وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 2 »
و [ خدا ] همه [ معانى ] نامها را به آدم آموخت .
- فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 3 »
همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است ، آفرينش خداى تغييرپذير نيست .
شاهد بر اين بيان ، جملهى
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
مىباشد كه با
ثُمَّ
آمده است .
علاوه ، انسان موجودى است جامع كه حقّ سبحانه مىتواند به تمام نامها و كمالاتش حكومت خويش را پياده كند و عرش حكومت تامّ او سبحانه قرار گيرد و بيان الهى :
وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
و نيز دعاى : « أَلْحَمْدُللَّهِ الَّذِى كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ » نظر به تعلّق
هامش
( 1 ) . سورهى سجده ، آيهى 4 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 3 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .