اين جاست كه بايد گوياى به : « أَلْحَمْدُللَّهِ . . . » و : « هُوَ أَهْلٌ لِكُلِّ حَمْدٍ » و : « وَ هُوَ . . . مُنْتَهى كُلِّ رَغْبَةٍ . » شد و دانست ، اوست كه حمد و حامد و محمود است . بخش فوق را بهتر از اين نمىتوان بيان نمود . والحمدللَّه .
امام - عليهالسّلام - پس از بيانات گذشته ، خداوند را با بيان كوتاهى در فرازهاى گوناگون توصيف مىنمايد : « أَلْواحِدُ الَّذِى لا بَدْءَ لَهُ . . . » و سپس باز به حمد و ستايش او سبحانه نسبت به نعمتهايش مىپردازد : « أَلْحَمْدُللَّهِ بارِىءِ خَلْقِ الْمَخْلُوقِينَ بِعِلْمِهِ . . . » تا اين كه مىفرمايد :
( 842 )
« أَلْحَمْدُللَّهِ الَّذِى لا يَنْسى مَنْ ذَكَرَهُ ، وَ لا يَخِيبُ مَنْ دَعاهُ ، وَ لا يَذِلُّ مَنْ والاهُ ، أَلَّذِى يَجْزِى بِالْإِحْسانِ إِحْساناً ، وَ بِالصَّبْرِ نَجاةً . » « 1 »
سپاس خدايى را كه ذاكران خود را فراموش و دعا كنندگان به درگاهش را نوميد و دوستدارانش را خوار نمىكند ، هم او كه نيكى را با نيكى و شكيبايى را با رهايى و نجات [ از گرفتارى ] پاداش مىدهد .
تطبيق تشريع با تكوين و غير تكوين ؛ مقام خاصّ برجستگان
معلوم است بيانات اين بخش ، مربوط به انسانهاى مؤمنى است كه به حضرت حق توجه دارند و بايد برجستگان از مؤمنين باشند ؛ زيرا همهى موجودات و انسانها ياد و خواندن و موالات و دوستى او را از نظر تكوين و غير تكوين ( دانسته و ندانسته ) دارند و خداوند نيز آنها را فراموش نكرده و از خواستههايشان امتناع نورزيده و از تولّاى آنان كناره نگرفته ؛ و گرنه هيچ و پوچ بودند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 373 .