يُسْمَعُ ، وَ لا جَبَلٌ مَرْسِىٌّ ، وَ لا سَحابٌ مُنْشَىءٌ ، وَ لا إِنْسٌ مَبْرُوٌّ ، وَ لا جِنٌّ مَذْرُوٌّ ، وَ لا مَلَكٌ كَرِيمٌ ، وَ لا شَيْطانٌ رَجِيمٌ ، وَ لا ضِلٌّ مَمْدُودٌ ، وَ لا شَىْءٌ مَعْدُودٌ . » « 1 »
ستايش خدايى را كه عرش او بر آب بود ، آن هنگام كه نه خورشيدى نور افشانى مىكرد و نه ماهى در گردش بود و نه دريايى در جريان و نه بادها به وزش درمىآمدند و نه آسمان به پا بود و نه زمين گسترده شده بود و نه شب [ روشنايى روز را ] مىپوشاند و نه روز [ انسان را از تاريكى و خطرات آن ] محفوظ مىداشت و نه چشمهاى مىجوشيد و نه صدايى شنيده مىشد و نه كوهى استوار بود و نه ابرى [ در آسمان ] پديد آمده بود و نه انسان آفريده شده بود و نه جنّ و نه فرشتهى گرامى وجود داشتند و نه شيطان رانده شده و نه سايهاى سايه افكنده بود و نه چيزى قابل شمارش وجود داشت .
احتمالها در معناى عرش و ماء
غرض ما از ذكر اين بخش ، تنها بيان جملهى اوّل آن : « كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ » است كه از بيان آيهى شريفه ذيل گرفته شده است .
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
« 2 »
و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود ، تا شما را بيازمايد كه كدام يك نيكوكارتريد .
براى توضيح جمله : « كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ » ، وجوهى از معانى را مىتوان اختيار نمود :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 372 .
( 2 ) . سورهى هود ، آيهى 7 .