گرفتن مشيّت الهى در علم اجمالى نسبت به انسان و ذيل آيات :
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
نظر به پياده شدن مشيّت حضرت حق در علم تفصيلى و خلقت انسان دارد .
اين بيان ، با تمام آيات و بيان دعا سازش بيشترى دارد ، واللَّه العالم بحقيقة المعنى .
( 841 )
« أَلْحَمْدُللَّهِ الَّذِى اسْتَحْمَدَ إِلى مَنِ اسْتَحْمَدَهُ مِنْ أَهْلِ مَحامِدِهِ لِيَحْمَدُوهُ عَلى ما بَذَلَ مِنْ نَوافِلِهِ الَّتِى فاقَ مَدْحَ الْمادِحِينَ مَآثِرُ مَحامِدِهِ ، وَعَدا وَصْفَ الْواصِفِينَ هَيْبَةُ جَلالِهِ ، هُوَ أَهْلٌ لِكُلِّ حَمْدٍ ، وَ مُنْتَهى كُلِّ رَغْبَةٍ . » « 1 »
ستايش خدايى را كه از ستايشگران خواست او را در برابر نعمتهاى افزونى كه ارزانى داشته ستايش كنند ، نعمتهايى كه ستايشهاى گزيده در برابر آن برتر از ثناى ثناگويان و هيبت جلال او افزون از توصيف توصيف كنندگان است . او زيبندهى همهى ستايشها و منتهاى همهى خواستهها است .
استعانت اهل ستايش از حق تعالى در حمد او
اين جملهها ، گويا در مقام اين است كه : آنان كه اهل ستايش او سبحانه و تعالى هستند و مىخواهند حضرتش را بر عطايايش بستايند ، از او استعانت بر حمدش را طلب مىكنند . او نيز آنان را بر اين امر يارى مىفرمايد و گرنه كجا ممكن است مكرمتها و عنايات حق ، آن گونه كه بايد ستايش شود ؛ زيرا حق سبحانه و هيبت و عظمت و جلال او قابل توصيف بندگان نيست ؛ زيرا اينان محدود و او و عطايايش نامحدود مىباشد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 373 .