وحدت حمد و حامد و محمود
جملههاى « وَلِىَّ الْحَمْدِ » تا « وَفِىَّ الْحَمْدِ » به منزله تعليل و علّت براى جمله اوّل : « لَكَ الْحَمْدُ » است . گويا حضرت - عليهالسّلام - مىفرمايد : بدين جهت مىگويم ستايش مخصوص ذات بىنياز توست كه تو خود ولايت حمد را به عهدهدارى و هر كس حمد تو را مىكند ، آن را براى تو انجام مىدهد و نيز تو خود نهايت حمدى و ممكن نيست حمد به غير تو تعلّق بگيرد ؛ زيرا مظاهر مظهريّت و كمالات را به وسيله تو دارا مىباشند و همچنين تويى كه مىتوانى ستايش خويش را به نهايت برسانى و مخلوق محدود را هرگز قدرت بر ستايش بىحدّ و انتها نيست . در واقع با اين بيان مىفرمايد : حامد و محمود و حمد خودت مىباشى .
عجز مظاهر از ستايش خالق
نيز به نظر مىرسد دو جملهى « عَزِيزَ الْجُنْدِ » و « قَدِيمَ الْمَجْدِ » ، تعليل و علّت براى سه جمله پيشين باشد و گويا مىفرمايد : لشگرت ، كمتر يا كوچكتر از آنند كه بتوانند تو را آن گونه كه هستى ستايش بنمايند ؛ زيرا مجد و عظمت و بزرگى حضرتت ازلى است و مخلوقاتت حادث و فناپذيرند و ستايش آنان به حدود خلقىشان مىباشد ، نه به آن گونه كه تويى « 1 » ، لذا بلافاصله مىفرمايد :
( 840 )
« أَلْحَمْدُللَّهِ الَّذِى كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ حِينَ لا شَمْسٌ يُضِيىءُ ، وَ لا قَمَرٌ يَسْرِى ، وَ لا بَحْرٌ يَجْرِى ، وَ لا رِياحٌ تَذْرِى ، وَ لا سَماءٌ مَبْنِيَّةٌ ، وَ لا أَرْضٌ مَدْحِيَّةٌ ، وَ لا لَيْلٌ يَجِنُّ ، وَ لا نَهارٌ يَكُنُّ ، وَ لا عَيْنُ تَنْبَعُ ، وَ لا صَوْتٌ
هامش
( 1 ) . در بخش 10 دعاى حضرت سجّاد - عليهالسّلام - كه مرحوم سيّد - رحمهاللَّه - از صحيفه نقل مىفرمايد ، بيانى گذشت كه واضح كننده اين بخش مىباشد .