پس مراد از ياد و دعا و موالات را مىتوان نسبت به اولياى الهى در مقام تشريع ، مرحلهاى بالاتر از آن چه همه موجودات ذى شعور و غير ذى شعور به تكوين و غير تكوين دارند ، به حساب آورد ، كه همان تطبيق دادن تشريع است با تكوين و غير تكوين از نظر شهود و آن هم جز براى انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - و آنان كه پيروى واقعى از آنان نموده باشند ، امكان ندارد .
مخلَصين ؛ صاحبان واقعى مقام احسان
اين جاست كه نسيان و خيبه و ذلّت ، نمىتواند معنى داشته باشد و جزاى احسان به احسان مىتواند معناى كامل خود را بيابد ؛ زيرا نسيان و خيبه و ذلّت ، همان واگذارى شخص به خود از سوى حق سبحانه مىباشد و چون كسى خود را ديد ، اصلًا خدا را نمىبيند ( با ديدهى دل ) تا او را بخواند و موالات با او داشته باشد . اما هنگامى كه خويش و كمالاتش را نديد ، مخلَص به قول قرآن نام مىگيرد و صاحب احسان مىشود .
البته نايل شدن به اين كمال ، احتياج به صبر ( بر طاعت و پرهيز از معصيت و تحمل بر ابتلائات ) را مىطلبد . از اين رو ذيل دعا مىفرمايد : « وَ بِالصَّبْرِ نَجاةً » و خداوند نيز او را در زمرهى محسنين قرار مىدهد . چنان كه در قرآن مىفرمايد :
- إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
« 1 »
همانا رحمت خدا ، به نيكوكاران نزديك است .
- فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
« 2 »
همانا خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمىگرداند .
- إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
« 3 »
بى گمان هر كه تقوا و صبر پيشه كند ، خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمىكند .
هامش
( 1 ) . سورهى اعراف ، آيهى 56 .
( 2 ) . سورهى هود ، آيهى 151 .
( 3 ) . سورهى يوسف ، آيهى 90 .