1 . عرش ، علم و قدرت ذاتى حق سبحانه ( چنان كه حديثى بدان اشاره مىفرمايد ) و « ماء » ، ذات الهى مىباشد كه علم و قدرت بر آن استوار است . « كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ » با صيغه ماضى ، شاهد بر ازلى بودن اين امر مىباشد .
2 . دعاى : « كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ » ، اشاره است به اين كه مظاهر ، عرش و علم تفصيلى الهى و پياده شده علم اجمالى او سبحانه مىباشند . « 1 » اين دو احتمال با بيان آيهى شريفه
خَلَقَ السَّماواتِ
. . .
وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
به ضميمهى دعا - كه نفى وجود همه مظاهر را مىفرمايد - و علاوه لفظ « كان » به صيغهى ماضى ، سازش بيشترى دارد .
3 . « واو » در آيه شريفه : « وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ » را ، واو حاليّه به حساب آوريم و بگوييم مىفرمايد :
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
يعنى تمام آسمان و زمين و مظاهر آن دو را ( به اعتبار جمله مابينهما در آيه ديگر ) « 2 » به گونهاى خلق فرمود كه همگى در حال استوارى بر آب قرار داشتند . ولى اين معنى خلاف آن است كه از دعا استفاده مىشود ؛ زيرا مىفرمايد : « حِينَ لا شَمْسٌ يُضِيىءُ » .
4 . بگوييم : مراد از
سِتَّةِ أَيَّامٍ
در آيه شريفه ، خلقتهاى مجرّده بشر و غير بشر باشد ، ( از خلقت نورى تا برزخى ) و مراد از
وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
آخرين خلقت آنها - كه خلقت مادّيشان است - باشد ، چرا كه مظاهر مادّى بر آب و هوا ( كه نيز آب به حساب مىآيد ) استوارند ، اين بيان با بيان سوم و آيات ديگرى كه مىفرمايد :
- إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
« 3 »
در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد ، سپس بر عرش [ جهاندارى ] استيلا يافت .
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 262 .
( 2 ) . ر . ك : تفسير الميزان ج 10 ، ص 151 .
( 3 ) . سورهى اعراف ، آيهى 54 .