بِالنَّواصِى ، وَ أَحْصَيْتَ الْأَعْمالَ ، وَ عَلِمْتَ الْأَخْيارَ [ الْأَخْبارَ ] ، وَ بِيَدِكَ الْمَقادِيرُ ، وَالْقُلُوبُ إِلَيْكَ مُقْصِدَةٌ [ مَقْصَدٌ ] وَالسِّرُّ عِنْدَكَ عَلانِيَةٌ ، وَ الْمُهْتَدِى مَنْ هَدَيْتَ . » « 1 »
خداوندا ! تو نزديكترين نگاهبان و گواهى ميان دلها [ و صاحبان آنها ] حايل شده و [ موى ] پيشانى همهى خلق [ و زمام امور آنها ] را گرفته و اعمال [ آنان ] را به شماره درآورده و از نيكان [ يا : خبرها ] آگاهى و تمامى مقدّرات به دست توست و دلها همگى ، آهنگ تو را دارند و راز نزد تو آشكار است و هدايت يافته كسى است كه تو هدايتش نموده باشى .
حضرت حق ؛ محيط بر اشياء و نزديكترين حافظ و شاهد بر امور
براى دو جملهى اوّل « أَنْتَ أَقْرَبُ حَفِيظٍ ، وَ أَدْنى شَهِيدٍ » ، دو معنى مىتوان تصوّر نمود :
معناى اوّل آن كه حضرت حق سبحانه به حساب احاطهى او به همهى اشياء ، نزديكترين حافظ و شاهد بر اعمال و امور بشر و ساير مخلوقات مىباشد و چنان كه به : « أَنْتَ أَقْرَبُ » تعبير شده و نفرموده : « أَنْتَ قَرِيبٌ » ، شايد به اين اعتبار باشد كه انبيا و اوصياى آنان - عليهالسّلام - و ملايكه و يا ساير حافظين و شاهدين بشر نيز به حساب اسباب و مسبّبات ، ( بنابر آن چه از آيات و احاديث استفاده مىشود ) ، عهدهدار حفاظت و شهادت بر امور بشر مىباشند .
و ممكن است علّت اين كه مىفرمايد : « أَقْرَبُ حَفِيظٍ ، وَ أَدْنى شَهِيدٍ » اين باشد كه او سبحانه ( هم چون ديگران ) از كنار حافظ و شاهد بر انسان و ساير مظاهرش نمىباشد ، بلكه حق سبحانه ، محيط به همهى مخلوق و صاحبان شعور و غير ذى شعور بوده و مىباشد و ظهور و بروزشان نيز به او تحقّق پيدا كرده و برقرار مىباشد ، بنابراين چگونه حضرت حق ممكن است « أَقْرَبُ حَفِيظٍ ، وَ أَدْنى شَهِيدٍ » نباشد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 372 .