وحشت ؛ ترسهايى كه مانع سير الى اللَّه مىشود
دربارهى مراد از « وحشت » در جمله دوم : « وَ يا أُنْسِى فِى كُلِّ وَحْشَةٍ ! » نيز دو معنا احتمال دارد : وحشتهاى عالم طبيعت و بعد از اين جهان يا وحشتهايى كه در سر راه معنويّت مؤمن وجود دارد و نمىگذارد قدمى به طرف مقصد انسانيّت و غرض غايى از خلقت بردارد .
اين جا نيز گمان مىشود معناى دوم مراد باشد ، اگر چه معناى اوّل نيز خالى از وجه نمىباشد ؛ زيرا وحشتهاى عالم طبيعت و بعد از اين جهان نيز يكى از موانع راه نيل به معنويت به حساب مىآيد . خداوند مىفرمايد :
- هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ
« 1 »
اوست آن كس كه در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد ، تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند .
- يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
« 2 »
و هر كس را كه [ به سوى او ] بازگردد ، به سوى خود راه مىنمايد ؛ همان كسانى كه ايمان آوردهاند و دلهايشان به ياد خدا آرام مىگيرد . آگاه باش كه با ياد خدا ، دلها آرامش مىيابد .
- وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً
« 3 »
و هر كس كارهاى شايسته كند - در حالى كه مؤمن باشد - نه از ستمى مىهراسد و نه از كاسته شدن [ حقّش ] .
- إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
« 4 »
محقّقاً كسانى كه گفتند : پروردگار ما خداست ، سپس ايستادگى كردند ، بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد .
هامش
( 1 ) . سورهى فتح ، آيهى 4 .
( 2 ) . سورهى رعد ، آيات 27 و 28 .
( 3 ) . سورهى طه ، آيهى 112 .
( 4 ) . سورهى احقاف ، آيهى 13 .