ظلمت ؛ تاريكىهاى طريق سير الى اللَّه
دربارهى مراد از « ظلمت » در جمله اوّل : « يا نُورِى فِى كُلِّ ظُلْمَةٍ » دو احتمال وجود دارد :
تاريكى و ظلمتى كه هر كس آن را در عالم بشريّت احساس مىكند يا تاريكىهايى كه در طريق سير به مقصد عالى انسانيّت و غرض غايى از خلقت ، براى مؤمن متوجّه پيش مىآيد و آثارش را پس از اين جهان خواهد ديد .
گمان مىشود احتمال دوم اراده شده باشد ، به اعتبار لفظ « كل » و به اعتبار اين كه در هر لحظه و هر ساعت و در هر حال ، تاريكىهايى ( از ناحيه تبعيّت نفس و شيطان و تعلقات و . . . ) براى مؤمن صاحب توجه در راه نايل شدن به غرض غايى از خلقت پيش مىآيد و اگر نور حق سبحانه مؤمن واقعى را راهنما نگردد ، به پرتگاههايى ظلمانى گرفتار خواهد شد ، كه بيرون آمدن و خلاصى از آن كار هر كس نيست .
و چنان چه احتمال اوّل هم اراده شده باشد ، مطلبى دور از واقع نمىباشد . خداوند مىفرمايد :
- اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ
« 1 »
خداوند سرور كسانى است كه ايمان آوردهاند ، آنان را از تاريكىها به سوى روشنايى به در مىبرد ؛ ولى كسانى كه كفر ورزيدهاند ، سرور ايشان [ همان عصيانگران ] طاغوتند كه آنان را از روشنايى به سوى تاريكىها به در مىبرند .
- وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
« 2 »
و هر كس خدا به او نور نداده باشد ، او را هيچ نورى نخواهد بود .
- أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
« 3 »
پس آيا كسى كه خدا سينهاش را براى [ پذيرش ] اسلام گشاده و [ در نتيجه ] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مىباشد [ همانند فرد تاريكدل است ] ؟
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 257 .
( 2 ) . سورهى نور ، آيهى 40 .
( 3 ) . سورهى زمر ، آيهى 22 .