دنيايى كه كمك بشر در رسيدن سعادت ابدى معنوى و اخروى باشد ، دنياى مذموم نيست . در اين بخش از دعا ، گويا حضرت سجّاد - عليهالسّلام - در مقام همين معنا مىباشد كه به خداوند عرض مىكند : دنيايى كه مرا از توجه به تو باز مىدارد را از قلبم جدا كن :
« وَانْزَعْ مِنْ قَلْبِى حُبَّ دُنْياً دَنيَّةً يَقْطَعُنِى عَمّا عِنْدَكَ » و سپس آنها را چهار چيز به شمار مىآورد و مىفرمايد :
اشتغال به دنياى مذموم ؛ بىنصيبى از معنويت و نعمت آخرت
1 . « يَقْطَعُنِى عَمّا عِنْدَكَ » : همه آن چه را كه بشر داراى آن است و به آن مىرسد - چه در دنيا و چه در آخرت - نزد خداست و به ملكوت جهان هستى تحقق پيدا نموده :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 1 »
و هيچ چيز نيست ، مگر آن كه گنجينههاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازهى معيّن فرو نمىفرستيم .
ما در اين كه مراد از جمله : « يَقْطَعُنِى عَمّا عِنْدَكَ » ، بيان فوق باشد يا امور معنوى و يا اخروى ، ظاهر اين است كه مورد دومّ اراده شده باشد ؛ زيرا محبّت بىمورد به دنياست كه اشتغال به آن سبب مىشود شخص از معنويت و عمل براى آخرت باز ماند و از نعمتهاى معنوى و اخروى الهى در دو جهان بهرهمند نگردد . خداوند مىفرمايد :
- لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ
« 2 »
ولى كسانى كه پرواى پروردگارشان را پيشه ساختهاند ، باغهايى خواهند داشت كه از زير [ درختان ] آن نهرها روان است ، در آن جا جاودانه بمانند . [ اين ] پذيرايى از جانب خداست و آن چه نزد خداست ، براى نيكان بهتر است .
- وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ لَهُمْ دارُ السَّلامِ
هامش
( 1 ) . سورهى حجر ، آيهى 21 .
( 2 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 198 .