( 809 )
« وَ سَهِّلْ لِى مَسْلَكَ الْخَيْراتِ إِلَيْكَ ، وَالْمُسابَقَةِ إِلَيْها مِنْ حَيْثُ أَمَرْتَ ، وَالْمُسارَعَةِ [ المشاحة ] فِيها عَلى ما أَرَدْتَ . » « 1 »
و راه انجام اعمال خير را [ براى رسيدن ] به خود و پيشى گرفتن به آنها را از راهى كه بدان دستور دادهاى و شتاب گرفتن در آنها را بر اساس آن چه اراده نمودهاى ، برايم هموار گردان .
اشاره به طريقه سير الى اللَّه
در اين سه جمله ، طريقه سيرالى اللَّه را براى مؤمنين روشن مىفرمايد ، كه بايد از چه طريقى به خدا نزديك شد و با او انس برقرار نمود و اين كه آن طريقه را از چه راهى اختيار كنند و اين كه پس از اين دو امر ، ارادهى حق سبحانه را بايد بخواهند نه آن چه خود اراده نمودهاند . حضرت در رابطه با اين كه از چه طريق مىتوان به خدا نزديك شد ، مىفرمايد : « مَسْلَكَ الْخَيْراتِ إِلَيْكَ » و در ادامه مىفرمايد : « مِنْ حَيْثُ أَمَرْتَ » و در آخر مؤمن بعد از اختيار نمودن مؤمن آن چه او امر فرموده ، ( در عين انجام دادن و كوشش در اوامر الهى ) بايد اراده خويش را ( در نايل شدن به قرب الهى ) با اراده حق سبحانه ، يكى نمايد : « عَلى ما أَرَدْتَ » نه آن كه عمل را همه كاره در نايل شدن به كمال بداند .
( 810 )
« وَ لا تَشْغَلْنِى بِما لا أُدْرِكُهُ إِلّا بِكَ عَمّا لا يُرْضِيكَ عَنِّى غَيْرُهُ . » « 2 »
و مرا به جاى اشتغال به آن چه غير آن تو را از من خشنود نمىسازد ، به چيزى كه جز به تو نمىتوانم به آن برسم ، مشغول مكن .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 355 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 356 .