ملكوت و امرىشان دارند ، از خود در كوچكترين امرى اختيارى داشته باشند و در مقابل خواستهى حق سبحانه تسليم نباشند .
( 797 )
« سُبْحانَكَ ! لا تُحَسُّ وَ لا تُمَسُّ . . . وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِكَ . » « 1 »
و پاك و منزّهى كه نه محسوسى و نه مىتوان تو را لمس كرد . . . و نه چيزى مىتواند كلماتت را تغيير دهد .
در اين بخش ، پس از اين كه آن جناب ، حضرت حق سبحانه را از امور دهگانهاى كه مخلوقات از آن ناچارند ، تسبيح و تنزيه فرموده ، مىفرمايد : « وَلا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِكَ » كلمه و كلمات به الفاظ و معانى گفته مىشود كه افاده معنى بدهد . بنابراين در توضيح جمله فوق ، دو احتمال مطرح است :
عدم تغيير و تبديل در جهات خلقى مخلوقات
1 . مخلوق را در جهات خلقيش ، كلمات حضرت حق به حساب آورده و مىفرمايد :
تبديلى و تغييرى در جهاتى كه برآنند و آفريده شدهاند ( از نظر امكانى و جنبهى خلقى ) نخواهد نمود و هر كدام از اعضا و جوارح ، كار خود را انجام مىدهند .
منزه بودن نامها و صفات الهى از ويژگىهاى عالم مُلكى
2 . نامها و صفات و كمالات الهى را ، كلمات الهى به حساب آورد ، به اين معنا كه همه ظهورات مظاهرش به آنهاست و مانند مخلوقش « تُحَسُّ وَ تُمَسُّ » و غيره را در آنها نمىتوان فرض نمود و حضرت حقّ سبحانه و نامها و صفاتش از آن امور منزّه هستند .
شاهد بر اين بيان ، واقع شدن اين كلام « لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِكَ . » در آخر امور دهگانه نفى شده از حضرت بارى تعالى است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 351 .