وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى
« 1 » ؛ ( و آن كه اندازهگيرى كرد و راه نمود . ) از بيان : « عُرِفَتِ الْهِدايَةُ مِنْ عِنْدِكَ » معلوم مىشود ، هدايت وجود دارد ، اما توجّه به توجّه فطرى مىخواهد ، لذا مىفرمايد : « فَمَنِ التمَسَكَ لِدينٍ أَوْ دُنْياً ، وَجَدَكَ » .
تسبيح كه در ابتداى جمله آمده ، نيز براى دفع توهّم جدايى خداوند از مظاهرش مىباشد .
( 796 )
« سُبْحانَكَ ! خَضَعَ لَكَ مَنْ جَرى فِى عِلْمِكَ ، وَ خَشَعَ لِعَظَمَتِكَ مادُونَ عَرْشِكَ ، وَانْقادَ لِلتَّسْليمِ لَكَ كُلُّ خَلْقِكَ . » « 2 »
پاك و منزّهى تو ، كه هر چه علمت بدان تعلّق گرفته ، در برابرت خاضع است و ما دونِ عرشت ، در برابر عظمتت اظهار فروتنى مىكند و تمام مخلوقاتت تسليم و منقاد تواند .
معناى دقيق « من جرى فى علمك »
ممكن است منظور از « مَنْ جَرى » ، به اعتبار لفظ « مَنْ » ، برجستگان ذى شعور خلق از مجرد و مادّى و يا همه انسانها ، در تمام مراحل خلقت نورى و تمثّلى نزولىشان ، تا مادى باشد ؛ زيرا ( بنابر معناى اوّل ) كسانى كه در خلقت مادّى به تمام وجود در پيشگاه الهى خضوع دارند ، همانانند كه خويش را در ذات الهى گم كرده و به فناى خود راه يافتهاند .
معناى دوّم احتمالى ، مستبعد و دور به نظر نمىرسد ؛ زيرا همه انسانها در خلقتهاى نزولى شان تا خلقت مادّى ، حافظ منزلت حمل امانت و شهادت بر اخذ
هامش
( 1 ) . سورهى اعلى ، آيهى 3 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 351 .