[ تُمَثل ] فَتَكُونَ مَوْجُوداً [ مُمَثّلًا ] مَشْهُوداً ، وَ لَمْ يَلِدْ فَتَكُونَ مَوْلُوداً . » « 1 »
عقلها از درك چگونگى تو قاصرند و ديدگان [ ظاهرى ] از جايگاه تو اطّلاع ندارند و تويى خداوندى كه نه مىتوان حدّ و مرز به تو زد تا محدود محسوب گردى و نه مىتوان تصوّرت نمود تا موجودى قابل [ تصوّر ] و ديد به شمار آيى و نه زادهاى تا زاييده شده باشى .
نقص بشر از فهم كمالات الهى
حضرت - عليهالسّلام - با اين بيانات ، به نقص بشر از فهم كمالات الهى اشاره مىفرمايد .
علاوه در 8 مورد بيان خود را با تسبيح شروع مىفرمايد و گويا اين براى دفع توّهمهاى باطلى است كه شايد خوانندگان نسبت به ذات مقدّس الهى و كمالاتش بنمايند ، مىفرمايد : « سُبْحانَكَ مِنْ لَطِيفٍ ما أَلْطَفَكَ ! . . . » و در چند بخش ابتدايى تسبيحات ، پس از تسبيح ، « مِنْ » و « ما » استعمال شده : « مِنْ لَطِيفٍ ما أَلْطَفَكَ ! » اين تعبير نيز شاهد خوبى است بر اين كه مىفرمايد : پروردگارا ! تو چون مخلوقت نمىباشى و از هر گونه امور نقصى كه مظاهرت برآنند ، منزّه هستى .
اينك به ذكر قسمتى از تسبيحات پرداخته و توضيحى پيرامون آن داده مىشود :
( 795 )
« سُبْحانَكَ ! بَسَطْتَ بِالْخَيْراتِ يَدَكَ ، وَ عُرِفَتِ الْهِدايَةُ مِنْ عِنْدِكَ ، فَمَنِ الْتَمَسَكَ لِدينٍ أَوْ دُنْياً ، وَجَدَكَ . » « 2 »
منزّهى تو كه با دست [ جمال ] ، خيرات را گستردهاى و هدايت از نزد تو شناخته شده است ، لذا هر كس براى دين و يا دنيا به تو التماس كند ، تو را مىيابد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 351 .
( 2 ) . همان .