( 792 )
« أَنْتَ ( اللَّهُ ) « 1 » الَّذِى قَدَّرْتَ كُلَّ شَىْءٍ تَقْدِيراً ، وَ يَسَّرْتَ كُلَّ شَىْءٍ تَيْسِيراً ، وَ دَبَّرْتَ ما دَبَّرْتَ تَدْبِيراً ، لَمْ يُعْنِكَ عَلى خَلْقِكَ [ عَلَيْهِ ] شَرِيكٌ ، وَ لَمْ يُوازِرْكَ فِى أَمْرِكَ وَزِيرٌ ، وَ لَمْ يَكُنْ لَكَ مُشابِهٌ [ مُشاهِدٌ ] وَ لا نَظِيرٌ . » « 2 »
تويى [ خداوندى ] كه چنان كه بايد مقتدر ، فراهم [ و آسان ] و تدبير نمودهاى و هيچ شريكى در آفرينش به تو كمك نرسانده و هيچ وزيرى در امرت به تو مشورت نداده است و هيچ مشابه [ يا : مشاهد ] و يا نظيرى براى تو وجود ندارد .
انحصار ظهور مظاهر به ذات و نامها و صفات الهى
نظر به اين كه در مورد فوق و موارد ديگر شبيه به اين بخش ، گويا حضرت - عليهالسّلام - تنها در مقام گزارش كيفيّت ظهور مظاهر از سوى حضرت حقّ سبحانه به كمالاتش بوده و به جهات توحيدى آنها نظر نداشته ، از لفظ جلاله و تهليل : « أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ » ذكر نفرموده و فقط به ذكر « أَنْتَ الَّذِى » و « أَنْتَ الَّذِى » اكتفا شده است .
امّا اين كه ذكر جلاله « اللَّه » ( به نقل مرحوم سيّد - رحمهاللَّه - ) ، تنها در اين مورد آمده و در موارد ديگر به « أَلَّذى » اكتفا شده ، ممكن است به آن علت باشد كه لفظ جلاله ، اشاره به ذات و نامها و صفات الهى مىباشد و چون ظهورات همهى موجودات به نامها و صفات الهى تحقق پيدا مىكند و آن هم جداى از ذاتش نيست ، ذكر لفظ جلاله در مورد اوّل با ضمير « أَنْت » ، به انحصار ظهور مظاهر به ذات و نامها و صفات مقدّس الهى اشاره دارد و در موارد ديگر ، چون در ابتدا از لفظ جلاله ياد شده ، تكرار ذكر آن را لازم ندانستهاند .
از موارد فوق به ذكر چند مورد كه قابل دقت بيشترى است ، اكتفا مىكنيم :
هامش
( 1 ) . مخفى نماند كه لفظ جلاله در نسخهى اقبال الاعمال است و در نسخهى صحيفه نيست .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 351 .