- « كُلُّ دُعاءٍ لا يَكُونُ قَبْلَهُ تَحْمِيدٌ فَهُوَ أَبْتَرُ ، إِنَّما هُوَ التَّحْمِيدُ ثُمَّ الثَّناءُ . قالَ قُلْتُ : ما أَدْرِى ما يُجْزِى مِنَ التَّمْجِيدِ وَالتَّحْمِيدِ . قالَ : تَقُولُ : أَللَّهُمَّ ! أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَىْءٌ ، وَ أَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَىْءٌ ، وَ أَنْتَ الظّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَىْءٌ ، وَ أَنْتَ الْباطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَىْءٌ ، وَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ . » « 1 »
هر دعايى كه پيش از آن ، ستايش [ خداوند ] به جا آورده نشود ، ناقص است . پيش از دعا بايد ستايش و سپس ثناى خدا به جا آورده شود . راوى مىگويد عرض كردم : . . . نمىدانم چه مقدار از تمجيد و ستايش [ خداوند پيش از دعا ] كافى است .
فرمود : اين گونه بگو : خداوندا ! تويى اوّلى كه چيزى پيش از تو نيست و تويى آخرى كه بعد از تو چيزى نيست و تويى آشكارى كه چيزى بالاى تو نيست و تويى باطنى كه چيزى پايين تو [ و نهانتر از تو ] نيست و تويى خداوند ارجمند و حكيم .
روايات ديگرى هم بدين مضمون وارد شده است و چنان كه ملاحظه مىشود ، در اين دعا و عدّهاى ديگر از ادعيه ، به تمام آن چه در اين احاديث بدان سفارش فرمودهاند ، عمل شده است .
مجازى بودن نسبت حامديّت به غير حق
نكتهاى كه در بخش اوّل اين دعا : « أَلْحَمْدُللَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » وجود دارد اين است كه آن جمله ، اجمال و سربسته مطالبى است كه بعد از آن تفصيل داده شده ؛ زيرا اختصاص و انحصار حمد و ستايش براى حقّ سبحانه از نظر تكوين و غير تكوين و تشريع ، بر هيچ محقّق آگاه به مبانى توحيدى نظرى و عقلى و نيز بيانات كتاب الهى و سنّت نبوى - صلّى اللَّه عليه و آله و سّلم - پوشيده نيست و بيانات آتيه اين دعا و آگاهان و كتاب و سنّت ، بندگان حق را آگاهى مىدهند كه خداوند با همه مظاهر و مخلوقات و محيط به آنها
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 4 ، ص 1127 ، حديث 8 .