مىباشد و ظهورات همه آنها نيز به كمالات و نامها و صفات او تحقّق پيدا كرده و مىكند ، بنابراين حمد و ستايش هر موجود و مخلوقى ، تكويناً نمىتواند براى غير حق باشد . حمد غير تكوينى و تشريعى نيز طبق تكوين خواهد بود و ممكن نيست بر خلاف تكوين واقع شود ؛ زيرا مظاهرى كه از خود هيچ نداشته و ندارند و ظهور و بروز و كمالات و همه چيزشان از او سبحانه و به اوست ، چگونه مىتوانند حامد و محمود باشند تا حمدى و ستايشى از آنان صادر شود ، پس اگر نسبت حامديّت و حمد و محموديّت به آنها داده مىشود ، جز نسبت مجازى نيست ، از اين رو ابتدا فرموده شده :
« أَلْحَمْدُللَّهِ » و سپس با جملهى « لَكَ الْحَمْدُ » آن اختصاص كه از « الف و لام » الحمد استفاده مىشد ، با لام و كاف : « لَكَ الْحَمْدُ » مؤكّدتر و واضحتر تثبيت گرديده است .
جملهى « رَبِّ الْعالَمِينَ » نيز اجمال جملههاى توحيدى آينده است ؛ زيرا آن چه در جملههاى توحيدى آينده ذكر شده ، همه در قالب كلمهى « رَبِّ الْعالَمِينَ » مندرج است ؛ به اين معنا كه وقتى خداوند ، ربِّ ( به معانى متعدّدى كه براى آن در لغت شده ) « 1 » همهى خلايق باشد ، ممكن نيست ستايش براى غير او حاصل شود .
( 791 )
« أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ الْأَحَدُ الْمُتَوَحِّدُ الدّائِمُ الْمُتَفَرِّدُ . » « 2 »
تويى خداوندى كه معبودى جز تو نيست و بىهمتا و يگانه و جاودانى و تك و تنهايى .
وحدت ذات در عين وجود صفات و نامها
اين بخش و بخشهايى كه بعد از اين تا 9 مورد كه با جملهى « أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ »
هامش
( 1 ) . مدبّر ، سيّد ، مربّى ، متمّم ، منعم و صاحب ( مجمع البحرين ) .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 350 .