اى خدايى كه با صفت رحمانيّتت استيلا پيدا كردى و در نتيجه ، عرش [ و تمامى موجودات ] در ذاتت نهان گرديد ! با آثارِ [ وجود خود ] آثار [ مظاهر ] را از بين برده و با افلاك انوار احاطه كنندهات ، اغيار را محو نمودى .
معناى دقيق استوارى بر عرش
به اعتبار اين كه مظاهر جهان هستى ، ظهور يافتهى علم و قدرت حضرت حقّ سبحانه مىباشند ، « عرش » ناميده مىشوند و علم و قدرت الهى نيز از ذاتش جدا نيستند ، پس او سبحانه بدين حساب ، استواى بر عرش و مظاهر دارد ؛ و به اعتبار اين كه همه ظهور يافتگان ، به صفت رحمانيّت وجود پيدا كرده و مىكنند ، حضرت به صفت رحمانيّت اشاره فرموده : « يا مَنِ اسْتَوى بِرَحْمانِيَّتِهِ ! » ، قرآن شريف هم مىفرمايد :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
« 1 »
خداى رحمان كه بر عرش استيلا يافته است .
بنابراين ، امامى كه حضرت حقّ سبحانه را با وحدت ذات و اسامى مشاهده مىكند و علم و قدرتش را ( كه مظاهر به آن ظهور يافتهاند و آن هم به صفت رحمانيّت بوده ) ، يك چيز بيش نمىبيند ( البته با ديدهى دل و نور ايمان ) حق دارد بگويد : « فَصارَ الْعَرْشُ غَيْباً فِى ذاتِهِ » و بگويد : « مَحَقْتَ الْآثارِ » ( يعنى آثار خلقى را ) « بِالْاثارِ » ( يعنى به اسم علم و قدرت ) و بگويد : « مَحَوْتَ الْأَغْيارَ » ( به اعتبار مظاهر و يا تعدّد اسم علم و قدرت و به عينيّت نگريستن آن دو با ذات ) و « أَفْلاكِ الْأَنْوارِ » يعنى : احاطه نور ذاتت ، جا براى غير ( به دو بيانى كه گفته شد ) نمىگذارد .
باز براى برهانى نمودن عبارت : « أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ غَيْرُكَ . . . » مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهى طه ، آيهى 5 .