الَّذِى لا إِلهَ غَيْرُكَ » توجّه شده و سپس فرموده : « تَعَرَّفْتَ لِكُلِّ شَىْءٍ فَما جَهِلَكَ شَىْءٌ » يعنى در اين شناسانيدن هم ديگرى دخالت ندارد ، بلكه خود ، خويش را به همه مظاهرش ( دانسته و ندانسته ) شناسانيده و اگر انبيا و اوصيايشان - عليهمالسّلام - آمدهاند تا مردم را به شناسايى دعوت كنند ، نه براى آن است كه آنان اطلاعى از حقيقت خود ندارند ، بلكه بدين جهت است كه آمال و آرزوهاى خلقت خاكى ، كور و نابينايشان نموده و مىخواهند مردم را نسبت به توجه فراموش شده ، متوجه سازند ، از اين رو بلافاصله به شهود خود اشاره فرموده و مىگويد : « أَنْتَ الَّذِى تَعَرَّفْتَ إِلَىَّ فِى كُلِّ شَىْءٍ ، فَرَأَيْتُكَ ظاهِراً فِى كُلِّ شَىْءٍ » يعنى : منى كه چون شمايم ، خداوند خود را به من در همهى اشياء نشان داده و او را با همهى اشياء با ديدهى دل مىبينم . گويا حضرت - عليهالسّلام - با جملهى آخر : « أَنْتَ الظّاهِرُ لِكُلِّ شَىْءٍ » در مقام استدلال بر جملههاى گذشته بوده و مىفرمايد : مگر مىشود مَظهَر بى مُظهِر و پيش از آن و يا با آن ديده نشود ؟
اگر ديده نمىشود ، علّتش « إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ [ تَحْتَجِبَ ] الْآمالُ دُونَكَ » « 1 » ؛ ( مگر آن كه آرزوها ميان تو و آنان حجاب شود . ) است ؛ ناچار بايد راهنمايان الهى ، بندگان او را از بستگى به آمال جدا سازند تا توجه به توجّهشان بنمايند و حق سبحانه را با خويش و محيط به خود ببينند .
اين جاست كه مىبينيم حضرت - عليهالسّلام - بيان گذشتهى خود : « أَنْتَ الَّذِى تَعَرَّفْتَ إِلَىَّ فِى كُلِّ شَىْءٍ ، فَرَأَيْتُكَ ظاهِراً فِى كُلِّ شَىْءٍ » را با بخشهاى آخر دعا ، معلّل و برهانى مىسازد و مىفرمايد :
( 786 )
« يا مَنِ اسْتَوى بِرَحْمانِيَّتِهِ ! فَصارَ الْعَرْشُ غَيْباً فِى ذاتِهِ ، مَحَقْتَ الْآثارِ بِالْآثارِ ، وَ مَحَوْتَ الْأَغْيارِ بُمُحِيطاتِ أَفْلاكِ الْأَنْوارِ . » « 2 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 678 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 350 .