آفتاب آمد دليل آفتاب
براى واضح شدن معناى اين بخش ، بايد به طلوع خورشيد مثال زد كه تا او طلوع ننموده ، همه چيز حتّى ديدن خودش ممكن نيست و چون طلوع نمايد ، همه چيز - حتّى خود او نيز - به دو شناخته مىشود ؛ بنابراين اگر بگوييم حق سبحانه بر همه مخلوق خود - اعمّ از مجرّد و مادى - آشكار است و در باطن همگى ، او و همه چيز را به نورش مىبينند ( با تمثيل فوق ) ، مطلبى سنگين به نظر نمىرسد و براى جملههاى فوق مشكلى نمىماند .
شايد جمله : « وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قدِيرٌ » ذيل بخش فوق و دو بخش پيشين : « يا مَنِ اسْتَوى بَرِحْمانِيَّتِهِ . . . » و « يا مَنِ احْتَجَبَ فِى سُرادِقاتِ عَرْشِهِ » بدين جهت ذكر شده باشد كه خوانندگان غير اهل شهود را ، كه از درك آن معانى محرومند ، به قدرت الهى توجه دهند .
( 789 )
« وَالْحَمْدُللَّهِ وَحْدَه . » « 1 »
و ستايش ، تنها مخصوص خداوند يگانه است .
الحمدللَّه ؛ فشردهى تمام دعاى عرفه
جملهى فوق ، آخرين كلام حضرت - عليهالسّلام - و مىتوان گفت فشردهى همه گفتار توحيدى آن جناب - عليهالسّلام - در اين دعا است ؛ چرا كه وقتى حق سبحانه همه چيز و همه كاره واقعى جهان هستى باشد ، ممكن نيست غير او را ، از نظر تكوين و غير تكوين و تشريع ستايشى باشد ، از اين رو با اين كه الف و لام « أَلْحَمْدُللَّهِ » به اين مطلب مُشير است ، اكتفا به آن نشده و با بيان « وَحْدَه » نيز تأكيد شده است .
آن چه گذشت ، گفتار ناقص ما در اطراف قسمتى از بيانات اين دعا بود ، والحمدللَّه .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 350 .