است با عصيانى اميد از او بريد ؟ ! و وقتى كسى به كرامت و گذشت و بخشش او سبحانه آگاهى يابد ، چگونه امكان دارد ترس بنده از حضرتش سبب شود خويش را در دامن لطف و عناياتش قرار ندهد ؟ !
اين فراز ، در واقع خواننده را به اختيار نمودن اعتدال در خوف و رجاء ، توجه مىدهد .
معناى خوف و رجاء در مورد امام معصوم - عليهالسّلام -
اما اين كه خوف و رجاء نسبت به امام معصوم چه معنايى دارد ؟ علاوه بر بيانى كه در گذشته داشتيم ، مىتوان مرجع خوف را توجه به عالم ملك و مرجع رجاء را توجّه به ملكوت و حقيقت دانست و عصيان و طاعت را درباره معصوم - عليهالسّلام - ، معناى شايستهاى تصوّر و مطابق با واقعيّت در نظر گرفت . لذا مىفرمايد :
( 784 )
« إِلهِى ! كَيْفَ أَخِيبُ وَ أَنْتَ أَمَلِى ؟ أَمْ كَيْفَ أُهانُ وَ عَلَيْكَ [ وَ أَنْتَ ] مُتَّكَلِى ؟ إِلهِى ! كَيْفَ أَسْتَعِزُّ وَ فِى الذِّلَّةِ أَرْكَزَتْنِى ؟ أَمْ كَيْفَ لا أَسْتَعِزُّ وَ إِلَيْكَ نَسَبْتَنِى ؟ إِلهِى ! كَيْفَ لا أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِى فِى الْفُقَرآءِ أَقَمْتَنِى ؟
أَمْ كَيْفَ أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِى بِجُودِكَ أَغْنَيْتَنِى ؟ » « 1 »
معبودا ! چگونه نوميد شوم در حالى كه آرزويم تويى ؟ يا چگونه خوار شوم و حال آن كه اعتمادم بر توست ؟ معبودا ! چگونه اظهار سرافرازى نمايم ، در حالى كه در ذلّت و خوارى نشاندىام ؟ يا چگونه اظهار سرافرازى ننمايم و حال آن كه مرا به خود نسبت دادهاى ؟ اى معبود من ! چگونه اظهار نيازمندى نكنم در حالى كه مرا در ميان نيازمندان قرار
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 350 .