( 782 )
« إِلهِى ! أُطْلُبْنِى بِرَحْمَتِكَ حَتّى أَصِلَ إِلَيْكَ ، وَ اجْذِبْنِى بِمَنِّكَ حَتّى أُقْبِلَ عَلَيْكَ . » « 1 »
معبودا ! با رحمتت مرا به سوى خود بخوان تا به تو و اصل گردم و با منّتت مرا به سوى خود كش ، تا بر تو روى آورم .
تقاضاى دوام وصال يا ظهور آن
گويا تمام فرمايشات گذشته آن حضرت - عليهالسّلام - كه همه را با لفظ « أَنْتَ ، أَنْتَ » و « يا مَنْ ، يا مَنْ » و بيانات ديگر بيان نموده و خداوند را در آنها همه كاره معرّفى فرمود - عليهالسّلام - ( و چنان هم مىباشد ) ، مقدّمه براى ذكر دو جمله فوق بوده ، تا دوام وصال و اقبال بر او را از حقّ سبحانه تقاضا نمايد و چنان كه ديگران آن را مىخوانند ، در واقع به معناى تمنّاى ظهور يافتن آن چه بالقوّه در آنان نهفته است مىباشد .
گمان مىشود دو بيان فوق ، نيز نظر به فنا و بقا داشته باشد ؛ زيرا خداوند به رحمت خاصّهى خويش بندگان مطيعش را به وصال و قُرب كامل خود نايل مىسازد و پس از آن ، به منزلت بقاء مشرّف گرداند . شايد تقاضاى امام - عليهالسّلام - بازگشت بدان دو منزلت باشد ؛ زيرا توجّه صورى وى ، به عالم خلقى ( بر طبق وظيفه ) نمىگذارد به تمام معنى عنايت به شهود عالم فنايش داشته باشد ، بدين سبب « أُطْلُبْنِى بِرَحْمَتِكَ . . . وَ اجْذِبْنِى بِمَنِّكَ . . . » مىفرمايد . گويا آن حضرت - عليهالسّلام - با اين بيان ، اجمال كلام گذشته را اداء نموده و مىفرمايد :
« تَرَدُّدِى فِى الْآثارِ يُوجِبُ بُعْدَ الْمَزارِ ، فَأَجْمِعْنِى عَلَيْكَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنِى إِلَيْكَ . » « 2 »
تردّد و توجّه به آثار و مظاهر ، موجب دورى ديدار مىگردد ، پس با بندگىاى كه مرا به تو و اصل سازد ، عزمم را بر خود متمركز گردان .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 350 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 .