اعطاى وجود به موجودات پيش از طلب آنان
اين كه چگونه پيش از آن كه بندگان عطايايش را طلب نمايند ، او سبحانه آن را بهرهمند مىفرمايد : « وَ أَنْتَ الْجَوادِ بِالْعَطاءِ قَبْلَ طَلَبِ الطاّلِبِينَ » ، مىتوان گفت : آن چه خداوند به بشر داده و مىدهد ، از اصل وجود تا تمام آثار ظاهرى و معنوىاش ، همه را پيش از طلب نمودن آنان ، به جود و بخششاش عطا فرموده ، چرا كه اقتضاى تكوينى هر موجود - به خصوص انسان - اين است كه بدون عطاياى حضرت حق نمىتواند وجودى مخصوص خود داشته باشد .
بخش آخر جملههاى فوق « وَ أَنْتَ الْوَهّابُ . . . » اشاره به آيات شريفهاى است كه از قرض دادن به خداوند سخن گفته و مىفرمايد :
- إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً يُضاعِفْهُ لَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ
« 1 »
اگر خدا را وامى نيكو دهيد ، آن را براى شما دو چندان مىگرداند و بر شما مىبخشايد .
- مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ
« 2 »
كيست آن كس كه به [ بندگان ] خدا وام نيكويى دهد تا [ خدا ] آن را براى او چند برابر بيفزايد .
و آيات ديگر .
جمله : « أَنْتَ الْوَهّابُ ، ثُمَّ لِما وَهَبْتَ لَنا مِنَ الْمُسْتَقْرِضِينَ » ، به مطلق عنايتهاى الهى اشاره دارد ؛ زيرا آن چه خداوند به بشر داده ، تمام عطاياى الهى است و از وى مىطلبد كه آنها را در طريق خشنودى و خواستههاى او سبحانه ، به كار زند . ناچار معناى « مُسْتَقْرِضِينَ » در دعا و آيات شريفه ، به معنايى دقيقتر از آن چه ممكن است تصوّر شود ، اشاره دارد .
هامش
( 1 ) . سورهى تغابن ، آيهى 17 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 245 .