( 781 )
« أَنْتَ الذّاكِرُ قَبْلَ الذّاكِرِينَ ، وَ أَنْتَ الْبادِى بِالْإِحْسانِ قَبْلَ تَوَجُّهِ الْعابِدِينَ ، وَ أَنْتَ الْجَوادُ بِالْعَطاءِ قَبْلَ طَلَبِ الطّالِبِينَ ، وَ أَنْتَ الْوَهّابُ ، ثُمَّ لِما وَهَبْتَ لَنا مِنَ الْمُسْتَقْرِضِينَ . » « 1 »
پيش از ذاكران به ياد آنانى و قبل از توجّه عابدان ، نيكىات را شروع مىكنى و پيش از درخواست درخواست كنندگان ، عطاى خود را مىبخشى و بسيار مىبخشى و سپس آن چه را كه بخشيدهاى ، به عنوان قرض مىطلبى .
آفرينش بر فطرت توحيدى ؛ ذكر ابتدايى حق از بندگان
مجموع گفتار فوق در مقام اين است كه : محبوبا ! آن چه در سخنان گذشته اظهار نمودم ، تنها تويى كه آنها را با عنايات خاصّهات ، به من عطا فرمودهاى .
امّا اين كه او سبحانه پيش از ياد نمودن بندگان از او ، به ياد آنها بوده : « أَنْتَ الذّاكِرُ قَبْلَ الذّاكِرِينَ » ، در واقع همان آفرينش آنان بر فطرت توحيدى مىباشد ، كه مىفرمايد :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 2 » ؛ زيرا اگر بشر بر فطرت نبود ، عالم خاكىاش - كه از آن سرا پا جهل و غفلت برخواسته مىشود - هرگز نمىتوانست ياد حق سبحانه را بنمايد .
وجه احسان پيش از توجه عابدان
اين كه چگونه احسان او سبحانه پيش از توجّه عابدين است ؟ « وَ أَنْتَ الْبادىِ بِالْإِحْسانِ قَبْلَ تَوَجُّهِ الْعابِدينَ » مىتوان گفت : تا عنايات حضرت حقّ سبحانه نباشد ، ممكن نيست حركت و سكونى از يكى از مظاهر صادر شود . اهل عبادت و بندگان الهى نيز يكى از آنهايند و هرگز نمىتوانند بىخواست او سبحانه ، بندگى حضرتش را اختيار نمايند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 350 .
( 2 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .