6 . برهانى نمودن دو جمله فوق : « لَقَدْ خابَ » و « لَقَدْ خَسِرَ » با دو جمله ديگر : « كَيْفَ يُرْجى . . . » و « كَيْفَ يُطْلَبُ مِنْ غَيْرِكَ . . . » ؛ زيرا تنها اميد جهانيان اوست . سزاوار است خوانندگان عزيز تأمّل و دقّت بيشترى در كلمات آن حضرت - عليهالسّلام - بنمايند ، تا معلوم گردد كه گفتار معصومين ( - عليهمالسّلام - ) با زبان بىزبانى خود فرياد برمىآورد كه سخن ما را غير ما نمىتواند بگويد ، اگر چه فيلسوف و يا عارف دهر باشد .
( 779 )
« يا مَنْ أَذاقَ أَحِبّائَهُ حَلاوَةَ الْمُؤانَسَةِ ! فَقامُوا بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَمَلِّقِينَ . » « 1 »
اى خدايى كه شيرينى انس با خود را به دوستانت چشانيدى و لذا آنان براى اظهار دوستى در پيشگاهت ، ايستادند .
تأثير شيرينى انس با حق در دوام ذكر
براى اين بخش ، دو تعبير و بيان مىتوان داشت : يكى ظاهرى و ديگرى باطنى . اما معناى ظاهرى ، آن كه شيرينى انس با حقّ سبحانه براى دوستان حق به گونهاى است كه نمىخواهند هيچ گاه از نماز و اذكار و اوراد و قيام ليل و غيره و اظهار محبّت و خضوع و خشوع در پيشگاهش جدايى داشته باشند .
گناه شمرده شدن تملق و تودد از سوى اولياء
معناى باطنى آن « مُؤانَسَة » در جايى استعمال مىشود كه انس از دو طرف باشد و آن پيش از شهود فناى عاشق حاصل نخواهد شد ، مگر آن كه جنبهى خيالى و مجازى براى آن تصور شود ، بنابراين مىتوان : « قيام بين يديه » را قيام شهودى و حضورى در پيشگاه جمال و جلال حقّ سبحانه معنى نمود . ( جمال ، جنبهى ملكوتى و جلال ، جنبهى
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 .