- عليهالسّلام - در مقام اين است كه حاصل شدن و تحقّق همه كمالات خويش را به حقّ سبحانه انتساب دهد ، ولى به نكاتى هم اشاره مىفرمايد كه به بيان برخى از آنها در دو بخش گذشته اشاره شد . در اين بخش نيز نكات ظريفى وجود دارد كه بدان اشاره مىشود :
1 . شهود اهل محبّت ، وحدت حقّ سبحانه را با همهى اشياء كه از بخش اوّل « أَنْتَ الْمُونِسُ . . . » استفاده مىشود و آن همان انس تامّ شهودى آنان است با معشوق خويش .
2 . انس گرفتن آنان با حق ، در زمانى كه عوالم خلقى خاكى در شبانهروز و امورات و تعلّقاتش آنان را به وحشت مىدارد . در واقع صاحبان محبّت واقعى الهى نظر به اين كه وظيفه دارند در مقام جمع و بقاى باللَّه ، به وظايف ظاهرى نيز عمل نمايند و از طرفى هم به انس خاصّ خود به حقّ سبحانه علاقمندند ، هر گاه از وظايف عمل به جهات خاكى آزرده خاطر مىگردند ، به توجّه به ملكوت مظاهر كه حقيقت حقّه الهى است ، روى مىآورند و به خود آرامش مىدهند ، لذا مىفرمايد : « أَنْتَ الْمُونِسُ لَهُمْ حَيْثُ أَوْحَشَتْهُمُ الْعَوالِمُ » .
3 . شامل شدن هدايت الهى از طريق فطرت و يا راهنمايىهاى انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - و كتب آسمانى و يا آثار ديگر او سبحانه بر اهل محبّت : « أَنْتَ الَّذِى هَدَيْتَهُمْ حَيْثُ اسْتَبانَتْ لَهُمُ الْمَعالِمُ . »
4 . توجّه دادن با جمله : « ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ » به اين كه هر كس به شهود حق سبحانه راه نيافته باشد ، بهرهاى از هيچ نعمتى از عطاياى الهى در دو جهان را نبرده و بر عكس با فرمايش : « وَ مَا الَّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ » به اين نكته اشاره دارد كه هر كس كه او سبحانه را شاهد گردد ، همه چيز را دارا است .
5 . برهانى نمودن دو جمله پيشين : « ماذا وَجَدَ . . . وَ مَا الَّذِى فَقَدَ . . . » با دو جملهى « لَقَدْ خابَ . . . » و « وَ لَقَدْ خَسِرَ . . . » چرا چنين نباشد كه به او و اوست همه چيز .
نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 237
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٣٧