خوبى بر اين است كه خداوند خبر از واقع امر مظاهر مىدهد و اولياء و محبّين او نيز از اين امر خبر مىدهند ، نه اين كه بخواهند بگويند : مظاهر در عالم هيچ و پوچ هستند ، از اين رو بلافاصله مىفرمايد :
( 778 )
« أَنْتَ الْمُونِسُ لَهُمْ حَيْثُ أَوْ حَشَتْهُمُ الْعَوالِمُ ، وَ أَنْتَ الَّذِى هَدَيْتَهُمْ حَيْثُ اسْتَبانَتْ لَهُمُ الْمَعالِمُ ، [ إِلهِى ] ماذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ ؟ ! وَ مَا الَّذِى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ ؟ ! لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِىَ دُونَكَ بَدَلًا ، وَ لَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغى عَنْكَ مُتَحَوِّلًا . كَيْفَ يُرْجى سِواكَ ، وَ أَنْتَ ما قَطَعْتَ الْإِحْسانَ ؟ وَ كَيْفَ يُطْلَبُ مِنْ غَيْرِكَ ، وَ أَنْتَ ما بَدَّلْتَ عادَةَ الْإِمْتِنانِ ؟ » « 1 »
تويى مونس آنان ، آن گاه كه عوالم [ امكانى ] به وحشتشان وا مىدارد و تويى هدايتگرشان آن گاه كه نشانهها [ ى حقيقت ] بر ايشان نمايان مىگردد . [ معبودا ! ] كسى كه تو را از دست داد ، چه را يافت ؟ و كسى كه تو را يافت ، چه را از دست داد ؟ ! هر كس به جاى تو به ديگرى خرسند گرديد ، نوميد گشت و هر كس تو را بگذارد و بگذرد [ و غير تو را اختيار كند ] زيان ديده است ، چگونه مىتوان به غير تو اميد بست ، در حالى كه تو نيكى خود را قطع نكردهاى ؟ و چگونه از غير تو مىتوان درخواست نمود ، در حالى كه تو شيوهى بخششت را تغيير ندادهاى ؟
انتساب همه كمالات به حق تعالى و ذكر نكاتى از فراز دعا
در بيانات گذشته و اين بيانات كه با لفظ « أَنْتَ » شروع شده ، اگر چه آن حضرت
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 .