تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
تويى كسى كه انوار را در دل دوستانت تاباندى تا اين كه تو را شناخته و به يگانگىات ستودند [ يا : تو را يافتند ] .

نكات مهم فراز

از اين بخش دعا ، نكات بسيارى استفاده مىشود : 1 . « أَشْرَقْتَ » فرموده شده نه : « جَعَلْتَ » ؛ چرا كه در اشراق ، نوعى برافروختگى لحاظ مىشود كه در جعل آن وجود ندارد . 2 . « انوار » به صيغه‌ى جمع ذكر شده نه « نور » به صيغه‌ى فرد و از اين جمع ، معنايى وسيع‌تر از نور به طور افراد استفاده مىشود . 3 . فرموده : « فِى قُلُوبِ » ، نه « فِى افكار » و يا « فِى عقول » ، معلوم مىشود نظر به خصوصيّتى است كه در قلب وجود دارد نه در فكر و انديشه و عقل . 4 . فرموده : « أَوْلِيائِكَ » نه « اهل الفكر » يا « اهل العقل » ، معلوم مىشود اولياء ، خصوصيّتى را دارا مىباشند كه اهل فكر و عقل آن را ندارند . 5 . فرموده : « حَتّى عَرَفُوكَ » و نفرموده : « حَتّى علموك » ، معلوم مىشود خصوصيّتى در عرفان است كه در علم وجود ندارد . 6 . فرموده : « وَ وَحَّدُوكَ » و نفرموده : « عَلِمُوا أَوْ عَقَلوُا وَحْدانِيَّتِكَ » ؛ چرا كه در شناخت او سبحانه به وحدانيّت ، ظرافتى وجود دارد كه در تعقّل و دانستن نخواهد بود .

تابش نور اسما و ذات و صفات در قلب اولياء

از مجموع اين تعبيرات ظاهر مىشود كه اولياء را وقتى مىتوان ولىّ به حساب آورد كه انوار اسماء و صفات و ذات الهى در قلوبشان تابيده باشد ، به گونه‌اى كه هيچ تاريكى در شهود شناسايى و يگانه ديدن حقّ سبحانه نداشته باشند . شايد بتوان جمله‌هاى فوق را همان بيان خواسته‌هايى دانست كه در مناجات شعبانيّه آمده و مىفرمايد :