لزوم توجه به بىنيازى خداوند از اعمال بندگان
در واقع بيان جملههاى اوّل « إِلهِى ! تَقَدَّسَ رِضاكَ . . . » را جملههاى دوّم « إِلهِى أَنْتَ الْغَنِىُّ . . . » مىنمايد و احتياج به توضيح بيشترى ندارد ، بنابراين هيچ يك از بندگان الهى نبايد گمان كنند اعمال شايستهى آنان است كه سبب رضاى خداوند از آنان مىشود و يا با عملشان نفعى به خداوند مىرسانند ، بلكه بايد عمل را انجام دهند و چشم به فضل او سبحانه بدوزند . در بعضى از احاديث ، در بيان معناى فوق فرموده شده است : « رضاى خدا ، ثواب او و سخطش ، عقاب او مىباشد . » « 1 » علاوه اگر گمان شود : علّت براى رضاى پروردگار ، خود آن حضرت و يا اعمال بندگان مىباشد ، به اين معناست كه مشيّت الهى در تمام امور ، ابتدايى نبوده و طبق علّتى است كه از جانب او و يا بندگانش حاصل شده است و حال اين كه اين چنين نيست و خواست حضرتش ابتدايى است . شايسته است به قرآن شريف رجوع شود و موارد بسيارى كه ذكر از مشيّت شده ، مورد نظر قرار گيرد ، تا معلوم شود توضيح فوق سخنى به جزاف نمىباشد .
( 775 )
« إِلهِى ! إِنَّ الْقَضآءَ وَالْقَدَرَ يُمَنِّينِى ، وَ إِنَّ الْهَوآءَ بِوَثائِقِ الشَّهْوَةِ أَسَرَنِى ، فَكُنْ أَنْتَ النَّصِيرَ لِى ، حَتّى تَنْصُرَنِى وَ تُبَصِّرَنِى ، وَ أَغْنِنِى بِفَضْلِكَ حَتّى أَسْتَغْنِىَ بِكَ عَنْ طَلَبِى [ طَلِبَتِى ] . » « 2 »
اى معبود من ! قضا و قَدَر ، مرا به آرزو وامى دارند و هوا و هوس ، با بندهاى شهوت و خواهش نفسانى اسيرم كرده است ، پس تو خود ياور من باش و به من كمك نما و بصيرت عنايت فرما و به فضل خود بىنيازم كن تا به وجود تو از خواستهام بىنياز گردم .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 66 ، حديث 7 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 .