تقاضاى عنايت الهى بر پيروى از قضا و قدر در مقابل خواستههاى نفسانى
حضرت - عليهالسّلام - با بيان فوق ، بيان گذشته خويش را كه فرموده : « أَخْرِجْنِى مِنْ ذُلِّ نَفْسِى ، وَ طَهِّرْنِى مِنْ شَكّى وَ شِرْكِى » تكميل مىنمايد و مىفرمايد : قضا ( كه همان پياده شدن علم اجمالى الهى است ) و قَدَر ( كه همان خصوصيّاتى است كه در قضاى الهى براى هر موجود در نظر گرفته شده ) ، من و هر اهل ايمان را ( اگر توجّه داشته باشيم ) ، به خاتمه آرزو و آرامش دعوت مىكند ؛ ولى متأسفانه خواستههاى عالم طبيعت ، مرا و هر مؤمنى را در اسارت خود قرار داده ، نه وظيفه داريم تا لحظات آخر زندگى رهايشان كنيم ، و نه مىتوانيم پاى بندشان باشيم و چشم از حقيقت جهان هستى بپوشيم ؛ خداوندا ! يارىمان فرما كه توجّهمان در امور عالم طبيعت ، انجام وظيفه در مقابل قضا و قدر تو باشد و به آنها استقلال ندهيم كه ما را از توجه به حضرتت باز دارند .
بيان فوق را نسبت به امام معصوم - عليهالسّلام - و غير معصوم - عليهالسّلام - به گونهاى بايد گفت كه در برخى از بخشهاى اين دعا با بيان برهانى توضيح داده شد .
طلب استعانت و بينايى در كار قضا و قدر
اما اگر بخش فوق ربطى به پيش از آن نداشته و در معنى خود مستقل باشد و تنها امام - عليهالسّلام - خواسته باشد بيانى از كار قضا و قدر و شهوات عالم طبيعت نموده و از حضرت حق سبحانه در مقابل آنها طلب استعانت و بينايى نمايد ، امرى است قابل قبول و همه بندگان الهى - اعمّ از امام معصوم و غير معصوم - شايسته است اين تقاضا را داشته باشند .
( 776 )
« أَنْتَ الَّذِى أَشْرَقْتَ الْأَنْوار فِى قُلُوبِ أَوْلِيائِكَ ، حَتّى عَرَفُوكَ وَ وَحَّدُوكَ [ وَجَدُوكَ ] . » « 1 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 .