تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
حُلُولِ رَمْسِى ، بِك أَنْتَصِرُ فَانْصُرْنِى ، وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ فَلا تَكِلْنِى ، وَ إِيّاكَ أَسْأَلُ فَلا تُخَيِّبْنِى ، وَ فِى فَضْلِكَ أَرْغَبُ فَلا تَحْرِمْنِى ، وَ بِجَنابِكَ أَنْتَسِبُ فَلا تُبْعِدْنِى ، وَ بِبابِكَ أَقِفُ فَلا تَطْرُدنِى . » « 1 » معبودا ! مرا از خوارى نفْس بيرون آور و پيش از به خاك سپرده شدن ، از شكّ و شرك پاكيزه نما . تنها به تو يارى مىجويم ، پس ياريم نما و فقط بر تو توكّل مىكنم ، پس [ به غير خودم ] وامگذار و از تو درخواست مىكنم ، پس نوميدم مكن و فقط به تفضّل تو راغبم ، پس محروم منما و به درگاه تو پيوسته‌ام ، پس دورم مكن و به در تو ايستاده‌ام ، پس مرا مران .

تقاضاى حضرت براى رهايى از گرفتارى تدبير نفس ، با وجود مقام بقاء و فنا

از جمله‌هاى « بِك أَنْتَصِرُ فَانْصُرْنِى ، وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ فَلا تَكِلْنِى » مىتوان به بزرگى و اهميّت دو حاجت صدر دعا : « أَخْرِجْنِى مِنْ ذُلِّ نَفْسِى ، وَ طَهِّرْنِى مِنْ شَكِّى وَ شِرْكِى » پى برد . اما اين كه درخواست اين دو حاجت را چگونه مىتوان نسبت به مقام منيع امام - عليه‌السّلام - معنا نمود ؟ شايد بتوان گفت : بشر به اعتبار گرفتار بودنش به عالم طبيعت خاكى ، همواره خود را به ذلّ و خوارى نفس و در شكّ و شرك مبتلا مىبيند و نمىتواند لحظه‌اى از اين توجّه چشم بپوشد ؛ چرا كه عالم عنصرى را نمىتوان رها نمود و از خواسته‌هايش چشم پوشيد ، ناچار اين معنى او را از عنايت داشتنش به حقيقت و ملكوتش باز مىدارد ، امام معصوم - عليه‌السّلام - نيز چون خويش را مستثنى از اين امر نمىداند ، « أَخْرِجْنِى مِنْ ذُلِّ نَفْسِى . . . » مىگويد و تقاضاى « فَانْصُرْنِى » و « فَلا تَكِلْنِى » مىفرمايد ( اگر چه در اين توجّهش ، اخلاص توجّه كامل را هم به حساب جامعيّت منزلت فنا و بقا داشته باشد . ) او مىخواهد همواره در شهود او سبحانه غرق باشد و لحظه‌اى به ماسوايش عنايت نداشته باشد و نظر به اين كه در حيات دنيوى از
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 .