آثار و مظاهر و اين كه خداوند بدون مظهر و در كنار مخلوقاتش ، جلوهاى نخواهد داشت و نظر به اين كه صاحب اين منزلت ، از عمل به وظايف هر دو منزلت ( فنا و بقاء ) ناچار است ، بايد همواره انوار الهى شامل حالش شود ، تا بتواند در عين رجوع به آثار و بودن با مظاهر ، حافظ منزلت فناء و شهود آن باشد ، از اين رو است كه مىفرمايد : « حَتّى أَرْجِعَ إِلَيْكَ مِنْها كَما دَخَلْتُ إِلَيْكَ مِنْها ، مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إِلَيْها وَ مَرْفُوعَ الْهِمَّةِ عَنِ الْإِعْتِمادِ عَلَيْها » .
معناى تقاضاى استمداد از انوار ، از سوى حضرت - عليهالسّلام -
امّا علت اين كه آن حضرت ، با داشتن اين منزلت و الا و توانايى حفظ هر دو منزلت باز آن را تقاضا مىفرمايد ، شايد آن باشد كه : « حُكْمُكَ النّافِذُ وَ مَشِيَّتُكَ القاهِرَةُ لَمْ يَتْرُكا لِذِى مَقالٍ مِقالًا ، وَ لا لِذِى حالٍ حَالًا » ( كه شرح آن گذشت ) مشهود اوست و به بنده بودن خود حقيقتاً توجّه دارد ، لذا بلافاصله مىفرمايد :
( 769 )
« إِلهِى ! هذا ذُلِّى ظاهِرٌ بَيْنَ يَدَيْكَ ، وَ هذا حالِى لا يَخْفى عَلَيْكَ ، مِنْكَ أَطْلُبُ الُوصُولَ إِلَيْكَ ، وَ بِكَ أَسْتَدِلُّ عَلَيْكَ ، فَاهْدِنِى بِنُورِكَ إِلَيْكَ ، وَ أَقِمْنِى بِصِدْقِ الْعُبُودِيَّةِ بَيْنَ يَدَيْكَ . » « 1 »
معبودا ! اين خوارى من كه در پيشگاه تو آشكار است و اين حال من كه بر تو پنهان نيست ، رسيدن به تو را تنها از تو خواستارم و تنها از تو طلب راهنمايى مىكنم ، پس با نور خود ، مرا به خود راهنمايى كن و مرا با بندگى راستين در پيشگاهت برپا دار .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 .