آن چه تأخيرشان داشته ، پيشى گيرند . ) مىتوان گفت : بيان دعا و آيه شريفه به اعتبار عنايت حق سبحانه به بنده مطيعش مىباشد كه او را از حجاب عالم بشريّت و توجّه به آن خارج سازد تا شاهد محبّت ذاتى حق تعالى به او شود و اين جا است كه معناى محبّت بنده به او سبحانه آشكار خواهد شد .
( 768 )
« إِلهِى ! أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَى الْآثارِ ، فَارْجِعْنِى إِلَيْكَ بِكِسْوَةِ الْأَنْوارِ وَ هِدايَةِ الْإِسْتِبْصارِ ، حَتّى أَرْجِعَ إِلَيْكَ مِنْها كَما دَخَلْتُ إِلَيْكَ مِنْها ، مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إِلَيْها وَ مَرْفُوعَ الْهِمَّةِ عَنِ الْإِعْتِمادِ عَلَيْها ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ . » « 1 »
معبودا ! خود دستور دادى كه به آثار و مظاهر بازگردم ، پس مرا با پوششى از انوار و هدايت روشنگرانه به سوى خود بازگردان ، تا همان گونه كه از تو ، به آنها وارد شدم ، از آنها به سوى تو بازگردم ، در حالى كه درونم از نظر [ استقلالى ] به آنان مصون مانده و همّتم از اعتماد بر آنها بلند باشد ، به راستى كه تو بر هر چيز توانايى .
لزوم كمك انوار الهى ؛ براى كسى كه به مقام فنا و به بقا رسيده است
اگر خوانندگان آگاه به معارف فطرى عرفانى ، در بيان گذشته آن حضرت دقت نمايند ، آگاه خواهند شد كه آن جناب - عليهالسّلام - در بخش : « إِلهِى ! تَرَدُّدِى فِى الْآثارِ » راه وصول به حقّ سبحانه را بندگى حقيقى و علّت عدم وصول را ، دادن استقلال به مظاهر ذكر كرده و از حال قرب و شهود و فناى فى اللَّه سخن به ميان آوردند ، در اين بخش : « إِلهِى أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ . . . » به اين نكته توجه مىدهند كه مقام جمع و بقاى باللَّه و ناچار بودن از توجّه به
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 .