مىشود ، تا بتوان كمالات و طريقهى آنان را جستجو نمود و خامساً لزوم آگاهى از موفقيت آن بزرگواران به آن دو امر و الا و بهرهمند شدن از رهنمودهاى ايشان است .
برداشت معناى « حقايق اهل قرب و جذب » از ادعيه
امر اوّل ( دانستن معناى حقايق اهل قرب و جذب ) را مىتوان از مضامين اين دعا و ديگر دعاها استفاده نمود .
دليل امكان وصول به والاترين كمالات براى همگان
امر دوم ( تقاضاى دو خواسته از حضرت حق سبحانه و امكان تحقّقش براى هر كس ) ، اگر به گفتار كتاب الهى توجّه نماييم ، مىبينيم خداوند مىفرمايد :
- وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 »
و [ خدا ] همهى [ معانى ] نامها را به آدم آموخت .
- إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 2 »
من در زمين جانشينى خواهم گماشت .
- فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 3 »
همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است . آفرينش خداى تغييرپذير نيست .
اين بيانات به شايستگى دلالت دارد بر اين كه بشر ، قابليّت كمالات والاى انسانيّت و معارف الهى را غير از امور انتصابى ( نبوّت و وصايت - عليهالسّلام - ) دارد و مىتواند آن را از حق - تباركوتعالى - تقاضا نمايد و به آنها نيز نايل شود و آن چه بالقوّه در اوست ، فعليّت پيدا كند . بنابراين چرا اهل ايمان نگويند : « حَقِّقْنِى بِحَقائِقِ أَهْلِ الْقُرْبِ وَ . . . »
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 30 .
( 3 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .