تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
همان بودن حضرت حقّ سبحانه با مظاهرش و ظهور يافتن و برقرار بودن كمالات آن‌ها به نام‌ها و صفات او سبحانه مىباشد و احاطه علمش نيز به اعتبار ظهور يافتنشان به علم بارى تعالى است ، نه به اعتبار احاطه او سبحانه ؛ چرا كه مىفرمايد : « مُحِيطٌ بِنا عِلْمُكَ » و آن چه را كه حكماً و علماً در همه مظاهرش پياده نموده و مىنمايد ، به عدل و اقتضاى خلقى و خصوصيات آنان است ، والحمدللَّه .

نظر مرحوم علامه طباطبايى - رحمه‌اللَّه - در مورد بخش آخر دعاى عرفه

پس از بخش فوق ، حوايجى ديگر تقاضا شده و پس از آن حضرت - عليه‌السّلام - خداوند را به كمالاتى مىخواند و سپس باز به حوايجى اشاره مىفرمايد و بعد از آن ، گويا چنان در ذات ربوبى محو مىشود كه ( از نظرى ) خويش را فراموش مىكند و سخنان خود را با بياناتى كه با « إِلهِى أَنَا الْفَقِيرُ و . . . » شروع مىشود ، مىفرمايد . استاد ما مرحوم علامه طباطبايى - رحمه‌اللَّه - مىفرمود : « اين بخش دعا در خور گفتگوى هر فيلسوف و عارفى ( از شدّت پر محتوايى و ظرافت ) نمىباشد ، بلكه اصلًا اين گفتار را جز از معصومى هم چون سيّدالشهدا - عليه‌السّلام - نمىتوان دانست ؛ زيرا اين سخنان به گونه‌اى است كه از شرافت و عظمت معانى ، مىخواهد منفجر شود . » سيدالشهدا - عليه‌السّلام - مىفرمايد : ( 755 ) « إِلهِى ! أَنَا الْفَقِيرُ فِى غِناىَ ، فَكَيْفَ لا أَكُونُ فَقِيراً فِى فَقْرِى ؟ ! » « 1 » معبودا ! من در حال غنا نيازمندم ، چگونه در حال فقر نيازمند نباشم ؟ !

نفى وجود و كمالات و انتساب آن‌ها به حق تعالى

از كلام فوق در نظر اوّل ، فقر و غناى ظاهرى به نظر هر خواننده مبادرت مىنمايد ، اما
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 .