اگر چه اين آيات ، ظهور در رزق معنوى پس از اين عالم به اهل ايمان خاصّى دارد ؛ ولى اگر آن كمال معنوى در اين عالم به آنها داده نشده باشد ، هرگز نخواهند توانست پس از اين جهان به آن نايل آيند .
( 754 )
« أَللَّهُمَّ ! فَأَعْطِنا فِى هذِهِ الْعَشِيَّةِ ما سَأَلْناكَ ، وَاكْفِنا مَااسْتَكْفَيْناكَ ، فَلا كافِىَ لَنا سِواكَ ، وَ لا رَبَّ لَنا غَيْرُكَ ، نافِذٌ فِينا حُكْمُكَ ، مُحِيطٌ بِنا عِلْمُكَ ، عَدْلٌ فِينا قَضائُكَ . إِقْضِ لَنَا الْخَيْرَ ، وَاجْعَلْنا مِنْ أَهْلِ الْخَيْرِ . » « 1 »
خداوندا ! پس در اين شامگاه ، هر چه از تو مسألت نموديم ، عطايمان كن و از هر چه درخواست كفايت نموديم ، كفايتمان فرما ، كه هيچ كفايت كنندهاى جز تو و هيچ پروردگارى غير تو براى ما وجود ندارد ، فرمان تو دربارهى ما نافذ و روان است و علمت به ما احاطه دارد و قضا و ارادهى حتمىات در مورد ما عادلانه و دادگرانه است ، براى ما خير و خوبى را قضا كن و ما را از اهل خير قرار داده .
معناى نفوذ حكم و احاطه علم پروردگار در اشياء
جملههاى « فَلا كافِىَ لَنا » تا : « غَيْرُك » ، به منزله علّت براى جملههاى : « فَأَعْطِنا » تا :
« إِسْتَكْفَيْناكَ » مىباشد و جملههاى : « نافِذٌ فِينا » تا : « عِلْمُكَ » ، به منزله علت براى جملههاى پيش از آن : « فَلا كافِىَ » تا : « غَيْرُكَ » است . اما جمله : « عَدْلٌ فِينا قَضائُكَ » ، گويا جواب از شبهه جزافى بودن نفوذ حكم و احاطه علم او سبحانه مىباشد ( اگر كسى اين گونه گمان كند ) . اما معناى سه جمله آخر ، نفوذ حكم او سبحانه و احاطه علم حضرتش و عدل در قضايش ، احتياج به توضيح مختصرى دارد . مىتوان گفت : نفوذ حكم الهى ،
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 347 .