( 756 )
« إِلهِى ! أَنَا الْجاهِلُ فِى عِلِمى ، فَكَيْفَ لا أَكُونُ جَهُولًا فِى جَهْلِى ؟ ! » « 1 »
معبودا ! من در حال دانايىام جاهلم ، چگونه در حال نادانىام جاهل نباشم ؟ !
شهود معناى جهل و علم از سوى امام - عليهالسّلام -
چنان كه كسى به بيان فوق ما در بخش گذشته دقت فرموده باشد ، در اين بخش كه سخن از جهل و علم است نيز مىتواند آن را پياده كند ، از اين رو در اين باره توضيح بيشترى نخواهيم داد . اما دربارهى مراد از : « جَهُولًا فِى جَهْلِى » ذيل جمله فوق مىتوان گفت : آن حضرت - عليهالسّلام - در مقام اين است كه بفرمايد : نه تنها خويش را جاهل مىبينم ، بلكه در جهلم نيز جاهلام ، چرا كه علم اوست كه من عالمام ، واللَّه يعلم بحقيقة ما اراد .
( 757 )
« إِلهِى ! إِنَّ اخْتِلافَ تَدْبِيرِكَ وَ سُرْعَةَ طَواءِ مَقادِيرِكَ مَنَعا عِبادَكَ الْعارِفِينَ بِكَ عَنِ السُّكُونِ إِلى عَطاءٍ وَالْيَأْسِ مِنْكَ فِى بَلاءٍ . » « 2 »
معبودا ! پى در پى آمدن تدبير و سرعت پيچيده شدن و گذشت مقدّراتت ، بندگان عارفت را از آرام گرفتن به عطا و نوميدى از تو در حال گرفتارى ، مانع مىشوند .
توضيح معناى تدبير ، تقدير و عارف باللَّه
براى بيان چند جمله فوق ، ابتدا بايد توضيحى پيرامون معناى تدبير و تقدير الهى و از شناخت عرفاى باللَّه ذكر شود . بر اهل ايمان پوشيده نيست كه هيچ حركت و سكونى در
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 .
( 2 ) . همان .