-
نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
« 1 »
هر كه را بخواهيم ، به رحمت خود مىرسانيم و اجر نيكوكاران را تباه نمىسازيم .
نسبت به عدّهاى از انبيا - عليهمالسّلام - مىفرمايد :
وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ
« 2 »
و آنان را در رحمت خود داخل نموديم ؛ چرا كه ايشان از شايستگان بودند .
و همچنين آيات ديگر .
عافيت خاص ؛ رسيدن به والاترين درجات نفسانى
« وَ عافِيَةٍ تُجَلَّلُها » : در دعاى رؤيت هلال ماه رمضان ، تعبيرى بدين مضمون بود و بيان مختصرى در اطراف لفظ « مجلله » گذشت . ولى در اين جا ، سخن از عافيتى است كه خداوند آن را عظمت و جلالت داده است . در دعاهاى ماه رمضان ، سخن از عافيت بسيار شده و در يكى از دعاهاى شب نوزدهم ، به خصوص عافيت در 10 امر استعمال شده است ؛ « 3 » ولى از عافيتِ با عظمت و برتر الهى ياد نشده . گمان مىشود مراد از عافيت در جمله فوق ، نيل به كمال مطلق انسانيّت و رسيدن نفس به اعلا درجه خود ، و مورد عنايت حق سبحانه قرار گرفتن و مخاطب گرديدن به خطاب :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 4 » ؛ ( اى نفس مطمئنّه ! خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت باز گرد . ) باشد ؛ زيرا اين جاست كه بنده براى خويش چيزى نمىبيند ، تا اختيارى و يا چون و چرايى از خود نشان دهد و همواره چشم به خواستههاى الهى دوخته است و تنها مخاطب قرار دادن خداوند : « تُجَلِّلُها » ، مىتواند معناى فوق را به هر خوانندهاى بفهماند .
هامش
( 1 ) . سورهى يوسف ، آيهى 56 .
( 2 ) . سورهى انبيا ، آيهى 86 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 168 و 169 .
( 4 ) . سورهى فجر ، آيهى 27 و 28 .