عطاى الهى با مقام ولايت معصوم - عليهالسّلام -
با توجه به اين كه عطا در جملهى : « هَنِّئْنا عَطآئَكَ » ، به صيغهى فرد آمده : « عَطائِكَ » نه به صيغهى جمع : « عَطاياكَ » ، گمان مىشود مراد از « عَطآئَك » ، همان مقام ولايت آن بزرگوارن - عليهمالسّلام - باشد كه اتّصال به ولايت الهى دارد و يا ( به تعبيرى به واقعيت نزديكتر ) عين ولايت الهى است و در واقع ، با اين گفتار دوام آن منزلت تقاضا شده است . جمله « هَنِّئْنا » پيش از آن ، شاهد بر اين معنى است و هر كمال و منزلتى كه از ايشان ظهور پيدا مىكند ، از آثار آن منزلت است .
مقام ولايت ؛ ريشه كمالات معصومين - عليهمالسّلام -
از بعضى دعاها به خصوص ظاهر مىشود كه كمالات آن حضرات - عليهمالسّلام - ، منشأ گرفته از مقام ولايتشان مىباشد ، از جمله در دعاى ناحيه مقدسه كه مىفرمايد :
« وَ أَسْأَلُكَ بِما نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ ، فَجَعَلْتَهُمْ مَعادِنَ لِكَلِماتِكَ ، وَ أَرْكاناً لِتَوْحِيدِكَ وَ آياتِكَ وَ مَقاماتِكَ الَّتِى لا تَعْطِيلَ لَها فِى كُلِّ مَكانٍ ، يَعْرِفُكَ بِها مَنْ عَرَفَكَ ، لا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَها إِلّا أَنَّهُمْ عِبادُكَ وَ خَلْقُكَ ، فَتْقُها وَ رَتْقُها بِيَدِكَ ، بَدْؤُها مِنْكَ وَ عَوْدُها إِلَيْكَ ، أَعْضادٌ وَ أَشْهادٌ وَ مُناةٌ وَ أَزْوادٌ وَ حَفَظَةٌ وَ رُوّادٌ ، فِيهِمْ [ فَبِهِمْ ] مَلَأْتَ سَمآءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتّى ظَهَرَ أَنْ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ . » « 1 »
و از تو درخواست مىكنم به آن چه خواست تو دربارهى آنان گويا گرديد و در نتيجهى آنان را معادن سخنان ، پايههاى توحيد ، نشانهها و مقامهايت كه در هيچ جايى فرو گذاشته نمىشوند قرار دادى و هر كس تو را بشناسد به [ وسيلهى ] آنان مىشناسد و هيچ فرقى ميان تو و آنان نيست ، جز آن كه آنان بنده و آفريدهى تواند و فتق و رتق امور آنان به دست تو است و آغازشان از تو است و به سوى تو باز مىگردند ، يعنى ياوران ، گواهان ، آزمودگان ، اندوختگان ، حافظان و پيشوايانى كه
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 646 .