( 738 )
« يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُورُ وَ غَيْبَ ما تَأْتِى بِهِ الْأَزْمانُ وَ الدُّهُورُ . » « 1 »
از خيانت ديدهها و آن چه دلها نهان مىدارند و از پشت پردهى آن چه زمانها و روزگاران مىآورند ، آگاه است .
علم الهى به همه چيز به سبب احاطهاش بر همه چيز
اين بخش نيز با توجه به بيان توحيدى گذشته حلّ خواهد شد ؛ زيرا ممكن نيست خدايى كه به همه چيز احاطه دارد ، عالِم به چيزى نباشد ( به تفصيلى كه در دعاى فوق از آن ياد شده است ) .
( 739 )
« يا مَنْ لا يَعْلَمُ كَيْفَ هُوَ إِلّا هُوَ ! يا مَنْ لا يَعْلَمُ ما هُوَ إِلّا هُوَ ! يا مَنْ لا يَعْلَمُ ما يَعْلَمُهُ إِلّا هُوَ ! » « 2 »
اى كسى كه جز او نمىداند كه چگونه است و چيست و كسى جز او از آن چه كه او مىداند ، آگاه نيست .
عجز فقير از علم به غنى بالذّات
اگر خوانندگان بيانات گذشته ما را نسبت به مبانى توحيدى در نظر بگيرند ، خواهند دانست كه ظهور و بروز و كمالات همه چيز به حضرت بارى تعالى حاصل شده و همواره قائم به او سبحانه مىباشند و از خود هيچ نداشته و ندارند و هر لحظه دست احتياج به سوى حضرتش سبحانه گشوده و بقاء و دوام خويش را مىطلبند و فقير و
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 343 .
( 2 ) . همان .