« لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ ، سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظاّلِمِينَ . » « 1 »
معبودى جز تو نيست ، تو پاك و منزّهى و من از ستمكاران بودم .
پس از اشاره به اجمالى از بيانات آن جناب ، به بيان بعضى از جملاتى كه در ضمن فرمايشات آن حضرت - عليهالسّلام - وجود دارد و مناسب با وضع اين كتاب مىباشد ، مىپردازيم :
( 736 )
« يا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالسُّمُوِّ وَالرِّفْعَةِ ! وَ أَوْلِياؤُهُ بِعِزِّهِ يَعْتَزُّونَ [ يَتَعَزَّزُونَ ] . » « 2 »
اى كسى كه برترى و بلندى را به خود اختصاص دادهاى و دوستانت به سرافرازى تو ، سرافراز و ارجمندند .
اولياء و مخلَصين ؛ امانتدار مقام عزت الهى
براى واضح شدن بيان فوق ، توجه به اين نكته ضرورى است كه طبق بيانات الهى و معصومين - عليهمالسّلام - خداوند - عزّوجلّ - بر همهى اشياء محيط است و اهل شهود و عقل و . . . نيز خلاف آن را ، در واقع انكار ربوبيّت او سبحانه مىدانند .
بنابراين ، اگر فرموده شده : « خَصَّ نَفْسَهُ بِالسُّمُوِّ » ، منظور همان احاطه و رفعت اوست به همهى اشياء و اين را به اصطلاح مىتوان مقام عزّت پروردگار نيز نام نهاد ، چرا كه با بودِ اوست كه بودِ اشياء معنى پيدا مىكند و هرگز اشياء را به خود ، خوديّتى و كمالى نبوده و نخواهد بود و خداوند مقام عزّت خويش را به رسم وديعت به اولياء و مخلَصين و خلفاى خويش عنايت فرموده و آنان نيز به اذن او سبحانه كارهاى خدايى
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 345 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 343 .