و اما معصوم - عليهالسّلام - كه متلبّس و آراسته به آن فضايل است ، دوام آنها را از خداوند تمنّا مىدارد .
( 728 )
« أللَّهُمَّ ! لَكَ الْحَمْدُ كَما خَلَقْتَنِى ، فَجَعَلْتَنِى سَمِيعاً بَصِيراً ، وَ لَكَ الْحَمْدُ كَما خَلَقْتَنِى ، فَجَعَلْتَنِى حَيّاً سَوِيّاً ، رَحْمَةً بِى وَ كُنْتَ عَنْ خَلْقِى غَنِيّاً . » « 1 »
خداوندا ! ستايش براى تو همان گونه كه مرا آفريدى و شنوا و بينا گردانيدى و سپاس تو را كه مرا آفريدى و زنده و معتدل قرار دادى و اين از روى مهربانى به من بود و تو نيازى به آفريدن من نداشتى .
توجه خاص در ستايش الهى به عجز و فقر خويش
جملهى آخر « رَحْمَةً بِى . . . » مىتواند معناى دو جملهى پيشين را روشن كند ؛ گويى امام - عليهالسّلام - مىفرمايد : پروردگارا ! همچنان كه پيش از خلقتم ستايش مخصوص ذات تو بود و احتياج به خلقت من نداشتى تا بگويم ستايش به تو اختصاص دارد ، همان گونه پس از خلقت و اعطاى شنوايى و بينايى و زندگى به من حمد و ستايش نيز مخصوص ذات توست و اگر خلقم نيز فرمودى و نعمتهايت را به من ارزانى داشتى ، نه براى آن بود كه به من احتياج داشتى تا ستايشت كنم ، بلكه عطايايت براى آن بود كه به من ترحّم فرمايى .
نعمتهاى معنوى و اخروى ؛ رحمت رحيميه حضرت حق
گمان مىشود مراد از « رَحْمَةً بِى » ، رحمت رحيميّه معنوى باشد ، نه رحمت رحمانيه ؛ زيرا رحمت رحمانيّه الهى ، همان اصل عنايت خلقت و آراستن به نعمتهاى ظاهرى
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 342 .