جملهى ذيل دعا : « فَعَدَّلْتَ فِطْرَتِى » نيز شاهد بر اين معنا است .
مراد از تعبير فطرت در مورد حضرت سيدالشهداء - عليهالسّلام -
ممكن است مراد از « فِطْرَتى » ، فطرتِ توحيدى باشد و منظور از تعديل فطرت : « فَعَدَّلْتَ فِطْرَتِى » ، همان محجوب نشدن و سالم ماندن آن بزرگوار به سبب خلقت خاكى از هر آلودگى عالم جهل بشريّت - كه منزلت سلام و عصمت است - باشد .
و امّا براى بخش دهم آن عنايات : « رَبِّ بِما أَلْبَسْتَنِى مِنْ ذِكْرِكَ الصّافِى » معنايى كه شايستهى منزلت و مقام آن بزرگوار باشد ، اين است كه گمان مىشود ذكر صافى الهى كه حضرتش به آن پوشيده شده ، همان پاكيزه بودن آن بزرگوار از هر غفلت است و توجه آن حضرت به تمام وجود و در تمام لحظات به حقّ سبحانه و فطرت خويش و در منزلت مخلَصيّت قرار گرفتن است . در واقع اين بيان باز شدهى جملهى گذشته : « رَبِّ ! بِما بَرَأْتَنِى فَعَدَّلْتَ فِطْرَتِى » است و جملهى « يَسَّرْتَ لِى . . . » گويا به تمام امور دهگانه اشاره دارد ، كه بهترينش را حضرت بارى در معصوم - عليهالسّلام - قرار داده است . فتأمّل ، ايّها القارى العزيز !
حوايجى كه از اين به بعد در دعا ذكر شده ، بسيار است و در اين جا به بعضى از آنها كه مناسب با وضع اين كتاب است ، اشاره مىشود :
( 730 )
« صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ أَعِنِّى عَلى بَوائِقِ الدَّهْرِ وَ صُرُوفِ الْأَيّامِ وَاللَّيالِى . » « 1 »
و بر محمّد و آل محمّد درود فرست و در برابر گرفتارىهاى روزگار و
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 342 .