سُبْحانَهُ سُبْحانَهُ سُبْحانَهُ ! لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا وَ تَفَطَّرتا ، فَسُبْحانَ اللَّهِ الْواحِدِ الْحَقِّ الْأَحَدِ الصَّمَدِ الَّذِى لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ . » « 1 »
سپاس خدايى را كه كسى را به فرزندى نگرفته تا از او ارث ببرد و شريكى در فرمانروايى ندارد تا در آن چه نو آفرينى مىكند با او مخالفت نمايد و اين گونه نيست كه از روى ذلّت و خوارى ، دوستى داشته باشد تا در آن چه مىآفريند به كمك او بشتابد . منزّه و پاك است ! اگر در آن دو [ آسمانها و زمين ] معبودهاى ديگر غير از خدا وجود داشت ، قطعاً آن دو تباه شده و از هم مىشكافتند . پس منزّه است خداوند يگانهى حق بىهمتايى كه همه به او نيازمندند و نزاده و نه زاده شده است ؛ و هيچ همتايى براى او وجود ندارد .
اقرار حضرت - عليهالسّلام - به فناى خويش و موجودات
خلاصه بيان حضرت - عليهالسّلام - در اين بخش ، شايد در مقام اقرار به نيستى و فناى خويش و مظاهر باشد به اين معنا كه : آن جا كه شهادت به اداى شكر همه نعمتهايت باشد ، من در اين ميان نيستم ، صورتاً صدور لفظ « أَشْهَدُ » از من است ؛ ولى در واقع امر ، آن هم به تو از من صدور پيدا مىكند ؛ زيرا تو در يگانگى نيز يگانه هستى : « فَسُبْحانَ اللَّهِ الْواحِدِ الْحَقِّ الْأَحَدِ الصَّمَدِ » ( پس از اين بيان مختصر ، سزاوار است خوانندگان به بخش فوق دعا رجوع نمايند ، تا احتمال ما در بيان معناى دعا روشنتر گردد ) .
( 715 )
« أَلْحَمْدُللَّهِ حَمْداً يَعْدِلُ حَمْدَ مَلائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيائِهِ الْمُرْسَلِينَ ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى خِيَرَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ ، مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيِّينَ ، وَ آلِهِ الطّاهِرِينَ
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 342 .