وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
« 1 »
و اگر نعمت خدا را شماره كنيد ، نمىتوانيد آن را به شمار در آوريد .
شايد اين بيان اشاره به دو بيان ديگر الهى باشد كه مىفرمايد :
- وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 2 »
و اگر آن چه درخت در زمين است ، قلم باشد و دريا را هفت درياى ديگر به يارى آيد ، سخنان خدا پايان نپذيرد . قطعاً خداست كه شكستناپذير حكيم است .
- قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً
« 3 »
بگو : اگر دريا براى كلمات پروردگارم مركّب شود ، پيش از آن كه كلمات پروردگارم پايان پذيرد ، قطعاً دريا پايان مىيابد ، هر چند نظيرش را به مدد [ آن ] بياوريم .
آرى ، مخلوق محدود ، همان گونه كه تا به بىحدى و فناى مطلق راه نيافته ، نمىتواند خداوند غير محدود را ( در ذات و اسامى و صفات ) بيابد ، به نعمتهايى كه منشأ گرفته از نامها و صفات اوست ، نيز راه نخواهد يافت . از اين رو ، در آيهاى كه در دعا به عنوان شاهد ذكر شده و دو آيهى ديگر فوق ، به اين مطلب اشاره گرديده و در دعا هم : « لَما حَصَرْناهُ عَدَداً ، وَ لا أَحْصَيْناهُ أَبَداً » ذكر شده است . اما آنان كه هم چون سيّدالشهدا - عليهالسّلام - به كمال انسانيت راه دارند ، صدور چنين كلامى را از آنها يا بايد به بيانى كه نسبت به شكر الهى گذشت ، توجيه نمود و يا آن كه بگوييم آن كلام از حضرتش - عليهالسّلام - به حساب ظاهر عالم بشريّت و اقتضاى محدوديّت آن بوده ، نه به حساب واقع كه مىفرمايند : ما علم به ما كان و ما يكون و حتّى به قضاى الهى داريم . « 4 »
هامش
( 1 ) . سورهى ابراهيم ، آيهى 34 .
( 2 ) . سورهى لقمان ، آيهى 27 .
( 3 ) . سورهى كهف ، آيهى 109 .
( 4 ) . كافى ، ج 1 ، ص 256 ، باب نادر ، حديث 2 .