در احاديث نيز وارد است :
- « أَعْلَمُ النّاسِ بِاللَّهِ أَكْثَرُهُمْ خَشْيَةً لَهُ . » « 1 »
داناترين مردم به خدا ، بيمناكترين آنها از خداست .
- « لا عِلْمَ كَالْخَشْيَةِ . » « 2 »
هيچ علمى همانند خشيت [ و بيم از عظمت خدا ] نيست .
( 717 )
« وَ أَسْعِدْنِى بِتَقْواكَ ، وَ لا تُشْقِنِى بِمَعْصِيَتِكَ . » « 3 »
و با تقواى خود خوشبختم نما و با معصيت ، بدبختم منما .
نظر به اين كه در اين دو جمله ، سعادت در مقابل شقاوت و تقوا در مقابل معصيت واقع شده ، لازم است در معناى هر كدام دقّت بيشترى شود تا معلوم گردد مراد از سعادت ، زندگى پاكيزه دنيوى است يا موفقيت به كردار و بندگى خالصانهاى كه نتايج پاكيزگى بعد از اين عالم را از هر نقص در برداشته باشد يا منظور توجه به بندگى پاكيزه از هر شرك جلىّ و خفىّ است كه نيل به غرض غايى از خلقت را در اين عالم و منزلتهاى والاى آخرتى را در جهان ديگر در پى دارد ؟
تأثير خاص گناه يا تقوا ؛ در زندگى دنيوى
اگر سعادت در مقابل شقاوت - چنان كه در دعا آمده - ذكر شود ، مىتوان هر كدام از سه معناى فوق را به حساب خودش مورد نظر قرار داد ؛ زيرا شقاوت - به حساب معناى اوّل - نسبت به سعادت ، همان مشقّت در زندگى است و معلوم است همان گونه كه گناه ، اثر تمامى در زندگى عالم طبيعت دارد ، پرهيز از معصيت الهى و تقوا نيز در زندگى
هامش
( 1 ) . فهرست موضوعى غرر و درر ، باب الخشية ، ص 90 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 342 .